گفتار کوتاهی در باب تاریخچه زبان و گویش در ایران زمین

17/03/2019 / نظر


گفتار کوتاهي در باب تاريخچه زبان و گويش در ايران زمين:

بسياري از زبان شناسان امروزه بر اين باورند که زبان فارسي داراي سه دوره کلي مي باشد که عبارت است از: 1) فارسي باستان يا زبان کهن هخامنشي

 

2) فارسي ميانه که شامل زبانهاي پهلوي اشکاني و پهلوي ساساني است ( ريشه فارسي دري نيز مربوط به دوران ساساني است)

 

3) زبان فارسي جديد که ادامه همان فارسي دري پس از اسلام مي باشد

 

اما مهمترين دوره که براي ما حائز اهميت مي باشد فارسي ميانه و يا پهلوي است چرا که زبان يا گويش همداني و به عبارتي کاملتر تمامي زبانها و گويشهايي که امروزه در گستره ايران فرهنگي بزرگ تکلم مي شود برگرفته از اين زبان مي باشد به همين منظور بهتر است که در ابتدا اشاره مختصري به اين زبان بنماييم

 

به گفته استاد فريدون جنيدي (زبان پهلوي , مادر زبانهاي مردمان ايران از کردستان , بلوچستان ,ديلم مازندران , گيلان , خوزستان , خراسان و پارت , آذربايجان و ماد , اراک و پارس , بلخ , سغد و خوارزم و سمرقند و کومش لرستان و بختياري سپاهان و کرمان و مکران وکوهستان و يزد است و مادران ايراني هر کدام در گوشه اي از اين مرز بيمرز بگونه اي فرزندان خويش را با نغمه هاي اين زبان پرورش مي دهند )

 

در باب زبان پهلوي بايد گفت :

 

« پهلو »به معناي کوهستان است و اولين مسکن آرياييان نيز د کوهستان ها بوده چرا که پيش از شش هزار سال پيش در کوهستان ها مي زيستند و پس از کشف قنات بود که توانستند در دشتهاي خشک آن زمان سکنا گزينند لذا پهلوي را به بياني ديگر به معني ايراني و آريائي مي شناسند از سوي ديگر گروهي از نويسندگان اين زبان را منسوب به منطقه پهله که شامل پنج منطقه آذربايجان , همدان , ماه نهاوند , ري و اصفهان مي دانند به عقيده برخي از ايران شناسان غربي پهلوي صورت ديگري از واژه پرتو يا همان پارتي يا اشکاني است که البته در دوران ساسانيان در دربار نيز به اين زبان تکلم ميکردند و به همين دليل اين زبان به فارسي درباري يا دري نيز معروف است

 

در ادامه اين نوشته به تفصيل اشاره خواهيم نمود که گويش همداني برگرفته از فارسي پهلوي و يکي از اصيل ترين نمونه هاي بازمانده از گويشهاي گذشته ايران زمين است

پيشينه همدان و تاثير آن بر گويش امروزي همدان

 

استان تاريخي همدان با بيش از۳ هزار سال تاريخ که به راستي شايسته لقب پايتخت فرهنگ و تمدن

 

مي باشد از دير باز داراي فرهنگ غني اي بوده که دگرگوني هاي اتفاق افتاده در اين منطقه غالبا تاثير چنداني بر فرهنگ عامه مردم آن نداشته است

 

منطقه همدان در دوران پيش از اسلام «ماد»، در دوران ميانه «ايالت جبال» (کوهستان)، و در دوره ي سلجوقي به بعد «عراق عجم» ناميده مي‌شده است.

 

نتيجه و برآيند همجواري با مناطق زاگرس و بين النهرين از يك طرف و مركز كويري و مسطح ايران از سوي ديگر، در طول تاريخ همدان را دستخوش تحولات مختلفي نموده که اين تحولات، همدان را که زماني پايتخت حكومت هاي پارسي قبل و بعد از اسلام بوده است، به يكي از مهد هاي تمدن ايران بدل ساخته است و گويش همداني به عنوان يكي از زيرمجموعه هاي زبان پارسي باستان ( در دوران هخامنشي ) , فارسي ميانه (در دوران اشکاني و ساساني ) و پهلوي به عنوان ابزار ارتباطي مردم اين منطقه از گذشته دور تاكنون از اين تاريخ پر تحول اثر گرفته است.

 

پرويز اذکايي در کتاب همدان نامه خود حدود مادستان را اين گونه عنوان كرده است ( ماد بزرگ از حدود ري و قزوين تا اصفهان و از آنجا تا كرمانشاه و از ماسبذان تا حدود زنجان و ماه نشان است كه امروز شامل آذربايجان، كردستان، لرستان، كرمانشاه و همدان مي باشد).

 

وي همدان را ميانگاه زبان فهلوي دانسته و آورده است: (ميان گاه طيف زباني فهلوي همانا مركز ايالت ماد، يابه قول طوسي سلماني بلاد فهله يا قهستان همدان است و اين شهر بهمثابه چهار راه بزرگ غرب ايران زمين و نقش معدل بين لهجه ها را ايفا مي كند).

 

گويش همداني در گذر تاريخ

 

چنان که هايدگر، فيلسوف آلماني مي گويد: زبان خانه هستي است، بر اين مبنا ردپاي هويت تاريخي ساكنان دامنه هاي الوند را بايد در زبان و گويش آنان جست و جو كرد

 

گويش همداني به عنوان ميراث قرون و يكي از تجلي هاي زيبا در عرصه زبان و فرهنگ امروز تحت تأثير عوامل مختلف فرهنگي و اجتماعي روبه اضمحلال قرار گرفته است. و بايد گفت اين گويش تجلي تاريخ ديريني است كه شايد در دهه هاي آينده سخنوري نداشته باشد. اين گويش غني و زيبا اينك روزگار خوشي نمي گذراند و تحت تأثير تسلط زبان اداري دستخوش انحطاط شده است.

 

اين لهجه كه زماني ابزار ارتباط بياني همه فارسي زبانان همدان بوده است اينك بيشتر به عنوان لهجه سالمندان و تنها در برخي از محله ها و مناطق قديمي شنيده مي شود.

 

آثار و ردپاهايي از گويش ها و زبان هاي لري، كردي، عربي و تركي با لهجه مختلف در گويش همداني بازتاب يافته است و براين مبنا گويش همداني را مي توان حد وسط يا ميان گاه گويش هاي غرب، مركز، شمال غربي و جنوب غربي فلات ايران دانست.

 

به گفته زبان شناسان، ايرانيان باستان به ۵ زبان سخن مي گفته اند: دري، خوزي، سرياني، پارسي و پهلوي كه گويش همداني به دليل قدمت تاريخي آن به عنوان يادگاري زنده از برخي از آنها همچنان بر زبان مردم همدان جاري است که در مناطق شرقي بيشتر به فارسي دري و در مناطق غربي به پهلوي سخن مي گفته اند

 

پرويز اذكايي يكي از زبان شناسان در كتاب همدان نامه، گويش هاي فهلوي را به ۴ گروه تقسيم كرده و اظهار داشته است: از جمله گويش هاي فهلوي، آذري فهلوي است كه شامل شاخه شمال مادي ميانه است.

 

وي اضافه مي كند: دومين گويش، رازي يا راجي است كه در مناطقي همچون ري رواج داشته و حتي اشعاري باباطاهر را به اين گويش منسوب مي کنند.

 

گويش همداني يکي از گويش‌هاي فارسي است که در استان همدان واقع در منطقه غرب ايران صحبت

 

مي‌شود.

 

زبان مشترک مردم اين منطقه فهلوي مي باشد که بازمانده زبان پهلوي در گويش مردم اين منطقه است و آثار ادبي آن را (فهلويات) گفته‌اند، که شامل سروده‌ها يا ترانه هايي مي‌‌باشد. پهلوي اساساً گويشي است ويژه مردم مغرب و جنوب غربي ايران زمين، در مقابل گويش «دري» که ويژهٔ مردم مشرق و خراسان است. سبک ادبي مشهور به «سبک عراقي هم ‌ارز با سبک خراساني و در حقيقت همان سبک فهلوي و در حقيقت دنبالهٔ طبيعي آن مي باشد

 

چنان که شمس‌الدين محمدبن قيس رازي، آورده است:

 

«كافة اهل عراق را از عالم و عامي و شريف و وضيع به انشا و انشاد ابيات فهلوي مشعوف يافتم و به اصغا ‌و استماع ملحونان آن مولع ديدم. بل كي هيچ لحن لطيف و تأليف شريف از طرق اقوال عربي و اغزال دري و ترانه هاي معجز و داستانها، مهيج ، ‌اعطاف ايشان را چان در نمي‌جنبانيد و دل و طبع ايشان را چنان در اهتراز نمي‌آورد»

 

پس از اسلام تا پيدايش نخستين آثار منثور و منظوم فارسي دري (سده هاي ۴ و ۵ ق)، ادب خواص همدان نزديک به زبان عربي هم‌روند با ادب فهلوي بيان مي‌گرديد. اديبان همدان تا پايان سده ششم و يا به عبارتي تا هجوم مغول (۶۱۷ ق) و حتي پس از آن هم کم و بيش اشعار و ترانه‌هاي فهلوي، يعني به زبان کهن و بومي نياکان خويش سروده‌اند.

 

مهمترين ويژگي آواشناسي گويش همداني بطوركلي همان به كسر تلفظ كردن واژه‌هاست که مي تواند آن را متاثر از موارد مختلفي دانست از جمله اينکه به گفته‌ي آقاي فريدون بدره‌اي (معلول هماهنگي يافتن مصّوتهاست كه ازمباحث زبان شناسي امروزه است. اين عامل در همه‌ي زبان ها كم و بيش مؤثر است، بخصوص در زبان تركي، كه از ويژگيهاي آواشناسي و ساختمان زباني آن بشمار مي‌آيد. پس چون اين عنصر زباني گويش همدان چنانكه اشاره رفت تأثير فراوان داشته و مي توان گفت آن «ويژگي» آواشناسي گويش همداني خصوصيت ذاتي آن نبوده باشد، محتمل و ممكن است كه متأثر ازاين ويژگي زبان تركي باشد) البته برخي نيز آن را ناشي از تاثير فرهنگ يهودي مي دانند.

 

موارد تاثير گذار بر گويش همداني

 

1 ) از سده‌هاي پنجم و ششم که مصادف است با دوران تسلط ترکان بر برخي ولايات ايران واژه‌هايي از زبان ترکي نيز در گويش شهري و روستايي همدان وارد گشته، و بايد گفت که زبان روستانشينان اين منطقه غالبا ترکي است. ورود اين عناصر عموماً نتيجه تسلط فزاينده ترکان در ايران زمين از سده ۵ و ۶ خصوصا تسلط سياسي و اجتماعي ترکان سلجوقي بر عراق عجم مي باشد که در نزديک به يک قرن (سده۶) همدان پايتخت و توابع آن هر يک در اختيار يکي از سرکردگان سلجوقي و جولانگاه‌هاي نظامي آنان بر يکديگر بوده از سوي ديگر در گذشته زبان بازاريان اين منطقه بيشتر ترکي بوده و امروزه نيز در بخشهاي مرکزي شهر با اين زبان آشنايي دارند

 

2 ) وجود و رسوخ عنصر يهودي نيز در گويش و لهجه همداني مشاهده مي گردد چنان که مشهور است اين قوم درنگهداري آداب و سنن خود سعي بسياري داشته و گويا درمورد زبان محلي نيز که بدان تکلم مي کرده اند بي تأثير نبوده خصو صا آن که جريان‌هاي اقتصادي و معاملات تجاري اغلب در اين منطقه توسط آنان صورت مي‌‌گرفته است. چنان که مهم‌ترين (راستا بازار) کنوني شهر و يکي دو محله ديگر به نام آنان موسوم بوده است براي نمونه ،يكي از مهم‌ترين ويژگي هاي آواشناسي گويش همدان در حال حاضر به كسر كردن هنگام تلفظ واژه‌ها وتغييرات حاصل از آن است. اين وضع سابقا در لهجه يهوديان همدان عموميت داشته و به اعتقاد بسياري از محققين گويش مردم همدان و زبان كليميان همدان زبان «فهلوي»بود در اين زبان هنگام تلفظ واژه ها يا كلمات به آنها كسره مي داده اند و كليميان به اين زبان اصولا زبان «راجي» ميگفته اند و اين زبان هنوز در برخـي خانواده هاي كليمي تكلم ميگردد اطلاعاتي در مورد تاريخچه بوجود آمدن اين زبان در دست نيست ولي عده اي بر اين عقيده اند كه اين زبان در زمان مغولها بوجود آمده است ولي با توجه به شباهتي كه اين زبان با زبان هموطنان زرتشتي دارد گمان ميرود كه تاريخچه اين زبان به زمان ورود يهوديان به ايران باز گردد. برخي نيز معتقدند كه علت پيدايش و ابداع اين امکان گفتگوي خصوصي بين دو يا چند نفر بوده و نميخواستند كه كسي متوجه گفتگوي بين آنها گردد

 

3 ) پس از حمله اعراب نيز برخي از واژه هاي عربي وارد آن شده اس