فاضلاب

04/08/2019 / نظر

قدیما میانه خانه های هِمِدان حموم و دَسشوری نبود . آب باران اَ نودانچوره میرخت میانه محله، آب حوض اَ میانه پاشوره میرفت میانه باغچه ، فاضل آب فِقط مُختص می شد به مُستِرآب . میانه حیاط خانه ها چاه فاضل آب بود که چاله ی مُستِراب گونگ داشت به میانه چاه . سنگ توالت و سیفون و از ای چیزا وجود نداشت یه ی چاله ی بود که دو تا سنگ ایطرف اُ طِرِفش کار هَشته بودن فوضولات می رخت میانه چاله و از اُنجا جاری می شد میانه چاه اَغلب بِچّای کوچوک که بی خِوِرِ ننه شان میرفتن مُستِراب میفتادن میانه چاله که در میوردَن و میدواندَن حموم . اَ اُنجای که مُستِراب همیشه گوشه ی حیاط بود بو وارد ساختمان نیمیشد و مردمه اِذیت نیمیکرد. فاصله ی چاه مُستِرآب تا چاه آب در بیشتر خانه ها کم بود و فاضلاب نشت می کرد میانه چاه آب و باعث شیوع انواع انگل ها می شد .

 

خاک هِمِدان آب کش نبود بعد از مدتی چاه پر می شد و می زد دَر که باید برن خِلا پاک کن خِوَر کنن . یی روز جلو تر کودکَش میامد چند تا بار خاک میورد می رخت گوشه ی حیاط و وسطشه خالی میکرد تا به شکله یی حوضچه دِرآ فرداش خِلا پاک کن میآمد دِرِ چاه رِ ورمیداشت و فاضل آبه با سطل خالی می کرد میانش . چند روز میماند تا آبش تبخیر می شد اُوَخت هر روز کود کش میامد خاک های دورشه وا بیل میداد میان . بعد از مدتی می شد گل و بعد خشگ می شد . اوخت کودکش میآمد وا گواله مییَشت گرده ی الاغ و می برد صحرا . خانه های که حیاطه کوچوک داشتن میانه محله ، هر جا که فِراخ بود مَندآب می بستن و چون خیلی اَ خانه ها میانه محله فاضلاب خالی می کردن تمامه تابستان که هوا گرم بود و باران نبود میانه محله ها مَنداب کثافت برقرار بود و بو گند دماغه ساکنانه آزار میدا ولی چون جنبه ی عام داشت کِسی شکایت نداشت تا شهرداری مانع شد و یی ماشینای وارد کار شدن که یی تانکی روشان سِوار بود . ماشین تا اُنجای که میشد به خانه نِزیک می شد اُوخت وا سطل فاضلابه میبردن میرختن میانه ماشین و میبردن صحرا ، اونجانه تبدیل به کود می کردن . ای شد که مشگله بهداشتی مردم حل شد فقط وختی وا سطل فاضلابه میبردن میانه راه تا رسیدن به ماشن لَب موخورد و می رخت میانه کوچه و تا مدتی بو گندِش پراکنده می شد ولی از قبل خیلی بهتر بود . مردم عوام به ای ماشینا موگفتن ماشین 000 کَش وِلی راننده هاش موگفتن ماشین پپسی . بری که پپسی تازه آمده بود . مشگله صاحباش ای بود که هیچ میکانیکی حاضر نبود ای ماشینارِ تعمیر کنه ، کَسر شاءنه شان میشد مِگر وا اُجرِتِ بیشتر برن بیابان دور اَ چشمه همکارشان ماشینه تعمیر کنن. یادُم میآ یی وار بچّا شیرِ تانکه ماشینه بالای خیابانه بوعلی وا کرده بودن یارو نِفَمیده بود اَ بالای خیابان تا میدان شده بود کثافت . شهرداری ماشینه آب پاشانی آورده بود خیابان می شست وِلی تا یی هفته بوش مانده بود. ( اُوَختا مردم عوام به ماشین آتش نشانی موگفتن : "ماشین آب پاشانی" بری که آتیش سوزی کمتر اتفاق میفتاد و ماشین آتش نشانی کارش آب پاشی معابر و آب دادن گل ها و درختا بود) . هِمِدان یی دانه ی ماشین آتیش نشانی داشت .

 

حدود پنجاه سال قبل بود که خیابانای اصلیه کندَن بری کانال . هِمِدان دامِنِه ی کوه قرار داره خاکش سَنگِلاخه زمینه تا عُمق زیاد میکندن که فاضلاب خانه ها سوار بشه اغلب به سنگ های عظیم بر موخوردن که وا وِسایل اوخت شکستِن و دِروردِنِش کار سختی بود بغیر از بیل و کلنگ چیزی نبود . صبح که می رفتیمان مدرسه یا ظهر که برمی گشتیمان اغلب میدیدیمان که اسب و الاغ و قاطر افتادن میانه کانالی که کندن و دِسه پاشان اِشکِسته وایمسایدیمان تِماشا تا قصاب بیا سرشانه ببره بورن پشت سنگ شیر گوشتشانه بجوشانن سیریشُم دُرُس کنن که در نجّاری کاربرد داشت .

 

راننده ماشین ...کش بیشتر وختا اَ ماشینش بعنوان وسیله نقلیه ی شخصی استفاده می کرد . مثلا" زِن و بچه شه سوار میکرد جمعه میبرد صحرا . یی وار خودُم دیدم فرش اِنداخته بودن رو تانکش و پرچم زده بودن یی گلّه ی آدم سوار بودن میرفتن میرپنج پیشواز ِ زوّار .میانه هِمِدان دو سه تا ماشین 000 کش بود که کامانکار ارتشی جنگ جهانی بودن و اَ متفقین یادگاری مانده بودن و تانک هشته بودن روشان حالا کارشان کشیده بود به 000 کشی