سه شنبه 20/11/1388
Home

سنجش عمومی

دلتان ماخوا اسم ورزشگای همدان شی باشه؟
 

تبلیغات

همدانیا در دنیا
shirzad
انجمن زنای همدان
قهوه فلورانس
شهر الکترونیکی همدان
facebook

سایتاي بی ضرر

ورود

همدانیا شیر خدان
پیدایش تخته نرد PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط بی بی خانم   
06 FEBRUARY 2010 ساعت 13:46

هیچ ميدانيد تخته نرد چگونه و توسط چه کسي ابداع شد و چه فلسفه زيبا و عبرت آموزي در پس آن نهان است؟ تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پيدايشش:

در زمان پادشاهي انوشيروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «ديورسام بزرگ» براي سنجش خرد و دانايي ايرانيان و اثبات برتري خود شطرنجي را که مهره هاي آن از زمرد و ياقوت سرخ بود، به همراه هدايايي نفيس به دربار ايران فرستاد و «تخت ريتوس» دانا را نيز گماردهء انجام اين کار ساخت.. او در نامه‌اي به پادشاه ايران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستيد، دانايان شما نيز بايد از دانايان ما برتر باشند. پس يا روش و شيوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ايم (شطرنج) بازگوييد و يا پس از اين ساو و باج براي ما بفرستيد». شاه ايران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هيچ يک از دانايان در اين چند روز چاره و روش آن را نيافت، تا اينکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترين وزير انوشيروان بود به پا خاست و گفت: «اين شطرنج را چون ميدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره هاي خود با هم مي‌جنگند و هر كدام خرد و دورانديشي بيشتري داشته باشد، پيروز مي‌شود.» و رازهاي کامل بازي شطرنج و روش چيدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ريتوس» با بزرگمهر به بازي پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ريتوس پيروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ريتوس را به نزد خود خواند و وسيلهء بازي ديگري را نشان داد و گفت: اگر شما اين را پاسخ داديد ما باجگزار شما مي شويم و اگر نتوانستيد بايد باجگزار ما باشيد.» ديورسام چهل روز زمان خواست، اما هيچ يک از دانايان آن سرزمين نتوانستند «وين اردشير» را چاره گشايي کنند و به اين ترتيب شاه هندوستان پذيرفت كه باجگزار ايران باشد.

فلسفه پيدايش

30 مهره :  نشان گر 30 شبانه روز يک ماه

24  خانه :  نشان گر  24 ساعت شبانه روز

4 قسمت زمين :   4 فصل سال

5 دست بازي :  5 وقت يک شبانه روز

2 رنگ سياه و سپيد : شب و روز

هر طرف زمين 12 خانه دارد : 12 ماه سال

تخته مرد  : کره زمين

زمين بازي : اسمان

تاس : ستاره بخت و اقبال

گردش تاس ها : گردش ايام

مهره ها:  انسان ها

گردش مهره در زمين: حرکت انسان ها (زندگي )

برداشتن مهره در پايان هر بازي : مرگ انسان ها

اعداد  تاس :

1 : يکتايي  و خداپرستي

2 : اسمان  و زمين

3 :  پندار نيک ؛ گفتار نيک ، کردار نيک

4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب

5: خورشيد ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد

6 :  شش روز افرينش


 

آخرين بروز رساني ( 06 FEBRUARY 2010 ساعت 13:52 )
 
تیکه پاره یِ خاطرات PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
29 NOVEMBER 2009 ساعت 00:13
خِره ایلیاتی
تاوسانا که مدرسه تطیل میشد، ما از او صحب تا عرصی میان کوچه خیاوان ویلان بودیمان، یا وا توپ پلاستکی دو قرانی، یا وا گاری بلبرنگ. هر روز صحب زود ایلیاتیا دوغ مشک می اُوودَن بری مِشد اکبر ، بقالی اول دوازه متری، دِور فلکه یِ سنگشیر، خِراشانه هموجور ول میکردَن و میرفدَن پی کارشان، مارم هر کداممان یی دانه شه سوار میشدیمان و یا علی رو به سنگشیر که اُ وختا بیابان بود.اِنقد در خر سواری استاد بودیمان که اِگه میرفدیمان مساوقه اسب سواری در اینگیلیس اَ همه شان جلو میزدیمان، بَسگی ئی خِرا چموش بودن و کوچول و واوّا. یی روز همه سوار خر شدن مهَ دیر رسیدَم بریکه داشدَم شوخیار نشسته نشسته گاز میزدم، همه یِ بچا یکی یکی خَر گیر اوُوده بودن و ویراژ میدادن، دیه بری مه خر نمانده بود، منم زورم آمد یی تیغی (خار) اَ گوشه یِ دیوار کَندَم و هَشتم زیر دُم یکی اَ خِرا که مَرضا پسر آدایم سوارش بود، یی دَفه خِره یی جاش وایساد خارمان و ورداشد، دیه شما میدانینان که وختی خر ورداره ماشین فراریم بشش نیمیرسه، هموجور بتاخت اِفتاد رو پاین و اَ خیاوانِ سنگشیر رو به میدان، مارم همه مان بدو پی سرش، مَرضای زوان بَسده دیه کم مانده بود بشاشه زیرش، همو هِوار هِوار میکرد، دیه نیمیدانم شی شد خِره رضایت داد و سره کوچه یِ محله حاجی روبروی دکان اصغر اِشغال فروش ترمز دِسیه کشید و وایساد، ولی چینین وا خشونت قفل کرد که مَرضا اَ بالای سِرش مَلاق زد اِفتاد وا کَله پاین

قاپ
یی روز خرداد ماه، جاتان خالی نِشده بودیمان میان حیاط رو تخته یِ حِِوض زیر درخت به و داشتیمان آبگوشده ره می ولایدیمان، اول آبشه میان کاسه مشکاتی وا سنگک تیلید کردیمان و وا ترشی بیوَر و بادومجان و پیار گُل مشتی  موخوردیمان، اُ وخت اوسخانگشه دادن به مه که مُخه شه بکوئم میان قاشق و بخورم، یی دَفه دیدم یی قاپ خوشگلی بشش چسبیده، اِنگار که دنیاره بشوم دادن . چون از اُ بچگی دیده بودم که خزیا سه قاپ میریزن اونم سرب مال ، هِوار زدم ؛ ای به به چه قاپی!!!!!، چینین اَ دانوم در نیامده بود که ملاقه یِ آبگوشت حج خانم خدابیامرز آمد میان ملاجوم، دنیا برام سیا شد و هیچاره نِدیدم،( فکر موکنم اِگه اوایل قرن مسیحی گذشته ایران مساوقاتِ تنیس بازی بود و حج خانم شرکت می کرد قهرمان دنیا میشد، اصلا یَک مهارتی در کفگیر و ملاقه زدن ملاج آدم داشد که راکت تنیس  در مقابلش براش قاشق بود) تا دیه کلَه مه وا آب توفه له ماساژ بدم که آرام بشه، گُفد؛  چشم و دِلوم روشین، په دیه هیچی  !!!،  قاپ بازی که ماخوای بُکنی، یی دَفه برو پشت بان چند تا کفترم بشان هِوا و وایس شوته شوت.
حج آقایِ خدابیامرزمم بخجه گوشتشه میان سنگک لقمه کرده بود و در حال خوردن بود و یی لبخند ملیحی میزد.  

دُمّه لانِ گوسبند
عَید قربان رسیدو مِنه بچه یتیم یاد بووآ نِنه و خاطرات بچگی افتادم
خدابیامرزه حج خانم نِنه مه، اَ سه چار روز مانده به عید قربان می پرید گُرده یِ حج آقا ، که گوسبند یادش نِره، یادوم میایه عَید قربان میفتاد زمسان، از او صحب زودی حج خانم، چادورشه می بَسدش کِمرش، به لاله زار و گُل سِنم باجی کاربینمان  که وا هم سلوکشان نیمیشد) تمام برنامه یِ روزه میداد و وایمی ساد تا ممد آقای خدا بیامرز (راننده) وا مش رضا قصاب بیاین و گوسبدِ زوان بَسده ره بیارَن سِرشه ببُرَن.
اُ زمانا بری ما ئی تشریفات معنی نِداشد، حرضت عباسی الآنم زیاد سِروم نیمیشه. خلاصه گوسبند اَ را میرسید، مِنم دِه بدوو میان حیاط تا دومِلاناره قصاب نِوره، حج خانم وا همو چادور کِمرش یی جام مِسی پُر میکرد آب و یی شاخ نِوات مینداخد میانش و بزور میدادَن بخورد گوسبنده، اونم وا تمام نفهمیش، چون مثد تِمام حیوانا حِس شیشدوم داشد، نِگِران لب به هیچی نیمیزد
بلاخره گوسبند بدبخَد زوانشه میزد میان جام آب و همه خیالشان راحت میشد. مِش رضا، یی تیکه رسمان می بَسد به دِسو پایِ زوان بَسده و میکشیدِش لِبه بَخجه و یی دَفه یی بِسم اُله و شا رگِه حَیوان بریده بود و همونجا خِره خِر میکرد
اُ وخد رسمانه ره واز میکرد تا حَیوان زواه بَسده دِسپا بزنه تا جانِش اَ یی جاش دِرآ
بَعدِ چن دَی قِه که جانِ گوسبند در می آمد وا چاقوش که اول خرته خرت تیزش میکرد، سِره گوسبَنده گوش تا گوش می بُرید و میشاند میان یی تِویجه ئی ، اُ وخت وا چاقو یی شکافی به زانویِ گوسبَنده میزد و یی چوبی رد میکرد زیر پوسش تا راش واز شه، اُ وخت یا وا پوف یا وا ترمه یِ دوچخره، از او سولاخه پوس گوسبَنده ره باد میکرد، تا دِلِش مِثد پوفِلَنگ باف وایمیساد، از همونجانه شرو میکرد پوش حَیوانه ره می کَند و یی تِنافی می بَسد به شَقه دِرخت و گوسبنده ره سِره کلَه دِلِنگوُآن میکرد و دِله جیگِرشه در می اُوود و شَقه اش میکرد و همه تیکه هاشه میشاد میان تِویجه و پوس و روده و یی تیکه گوشت پُشت مازه ور میداشد و می یَشد میان گونی و دو تِمَن میساند و میرَفد.
حالا همه فِکر موکنن کار همینجا تِمام میشه. نه خیر، تازه نِوبتِه حج خانم می شد و شرو میکرد حساب کردن، و گوشتاره تیکه تیکه میکرد و مینداخد میان جام، تا یا ما بچا، یا اصغر آقا بوِره دِر خانا تَویل بدِه، اونارَم یی تیکه شاخ نوات یا یی دانه تخم مرغ می یشتن میان جام و موگفتن قبول باشه و ما بر میگشدیم. البته تمام فکرو حِواص مهَ وره او دُمه لانه بود که وا یی تیکه خوشگوشد قایمش کرده بودم، که زود برسم بکشم سیخ و بولامِش.  عجب دِورانی بود  
ختنه یِ اِسمایل
مدرسه ها تطیل شده بود، منو مرضایِ آدای و اسمایلِ عمه و یی پسری که اسمش یادوم نیسش که همساده یِ عمه بود و مِشِدی بود و بوآش ارتشی بود داشتیمان میان حیاط عمه  گِرگِره بازی  میکردیمان، رَفده بودیمان نِفری یی متر اَریش اَ مَمد پرتقالی خریده بودیمان و گِرگِره ها ره واشش می پیچیدیمان، میان اطاق پُر بود آدم و داشتن چای موخوردن و تعریف میکردن
یی دَفه در واز شد و یی نِفر وا کُلا لِگنی و یی ساک دولبوری وارد خانه شد و گُفد؛ اسمایل کیه ماخوا مسلمان بشه؟،  اسمایلمَ که اَ مهَ دو سه سال بزرگتر بود و عقلش میرسید، گِر گِره شه کُفد زمین و هَشت فِرار، پَلوی خودوم گفدَم عجب خریه ماخوان مسلمانش کنن فِرار موکنه !!!!؟؟؟، خلاصه سه چار نِفر انقد دِور حِوض پی اسمایل دِووئیدَن تا گیرش اِنداخدَن و بردنش میان اطاق، مهَ که وا مَرضا ماخوستیمان وارد بشیمان، اجازه ندادن، مجبور شدیمان وایسیمان میان ایوان گوش
یارو دَلاکه ( همونی که وا ساک دولبوری آمده بود ) به اسمایل گُفد؛ خوشبحالت امروز مسلمان میشی، منم یَک غصه ئی موخوردَم که پچا مِنه مسلمان نیموکنن؟، غافل از ئیکه چه بلائی ماخوان بسِر بد بخَد بیارن. دَلاکه گُفد ؛ ای بپا شُتره داره پرواز موکنه !!!، مِنو مَرضا فِوری دوئیدیمان میان حیاط و آسمانه پایدیمان که یی دَفه اِسمایل زوان بَسده هِوارش درآمد، همه صلوات فرسادَن و مِوارک باشه گُفتن، اسمایل بَد بختم اَ دِسه گیره داشد بی هوش میشد، مِنم گفدَم؛ عجب خریه، مسلمان شده گیره موکنه !!!، خِوَر نداشدَم. خلاصه به مارم اجازه دادن بریمان میان اطاق، خدا میدانه چه خَور بود، یکی اسبند دود میکرد، یکی وا پَمه  و مورکه کوروم چل پَمّه دوروس میکرد، هرکی میرسید یی دانه اسکناس یی تِمنی بدِسه اسمایل میداد، اونم نیمیدانم چرا هموجور ناله نال میکرد؟ ،  فکر کردم اِگه  به مه اِنقد پول بدَن مه اَ شادی هموجور می پَرم بالا و هیچ گیره نیموکنم.  اسمایل زوان بَسده مثد دخترا یی دامانِ قِرمز پوشیده بود پاش و اشگ میرخد، والا اِگه مه جایِ اُ بودم  دامان می پوشیدم که هیچی سرخ آبم به صورتُم میزدم،  نیمیدانم پچا او اِنقد خجالت میکشید و گیره میکرد، فقط نِفَمیدم اُ شی بود مِثد یی چلم اَندماغ زده بودن بالای سِرش، قد یی فَندوقی بود و خیلی گوش تخل بود و دورش یی گردَن بند وا چل پَمّه مثد مروارید دوروس کردن و چسباندن دیوار
اسمایل گِل بسَر تا یی هَفده میان جاش خوابیده  بود و تا دو هَفده رم دامان پوشید، مهَ فکر میکردم هرکی بریکه مسلمان بشه باید دامان بپوشه، نیمیدانسدَم مسلمانی چه زجری داره
آخرين بروز رساني ( 04 FEBRUARY 2010 ساعت 20:34 )
 
وطن PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
04 FEBRUARY 2010 ساعت 10:23

 

 

 

آخرين بروز رساني ( 04 FEBRUARY 2010 ساعت 10:25 )
 
اعلاميه جهانی حقوق بشر PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
10 JANUARY 2010 ساعت 21:39


اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان بین المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیده‌است و شامل ۳۰ ماده‌ است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کرده‌است.

مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردارست زیرا به صورت گسترده‌ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می‌رود.

کشورهای تازه استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده یا آن را در قوانین بنادی یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند.

تاریخچه

مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب نمود و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هدف آن ایجاد تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردم [۱]بود در ۱۰ دسامبر۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.




ماده ۱: تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند

ماده۲: هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز ، خصوصا از حیث نژاد ، رنگ ، جنس ، زبان ، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت ، وضع اجتماعی ، ثروت ، ولادت یا هر موقعیت دیگر ، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است ، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد . گواه این کشور مستقل ، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد

ماده ۳: هر کس حق زندگی ، آزادی و امنیت شخصی دارد

ماده ۴: احدی را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع  است

ماده ۵: احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد

ماده ۶: هر کس حق دارد که شخصیت حقوق او در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون شناخته شود


ماده ۷: همه در برابر قانون ، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و بالسویه از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه

حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند


ماده ۸: در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده  باشد ، هر کس حق

رجوع به محاکم ملی صالحه دارد

ماده ۹: احدی  را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود


ماده ۱۰: هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، اتخاذ تصمیم بنماید


ماده ۱۱: الف) هر کس به بزه کاری متهم شده باشد بی گناه  محسوب خواهد شد تا وقتی  که در جریان یک دعوای عمومی که در آن کلیه تضمین های لازم برای دفاع ازاو تامین شده باشد ، تقصیر او قانونا محرز گردد

ب) هیچ کس برای انجام یا عدم انجام عملی که در موقع ارتکاب ، آن عمل به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی شده است محکوم نخواهد شد . به همین طریق هیچ مجازاتی شدیدتر از آنچه که در موقع ارتکاب جرم بدان تعلق می گرفت درباره احدی اعمال نخواهد شد


ماده ۱۲: احدی در زندگی  خصوصی ، امور خانوادگی ، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های  خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد

حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد


ماده ۱۳: الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید

ب) هر کی حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد


ماده ۱۴: الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جسنجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند

ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول  و مقاصد ملل متحد باشد ، نمی توان از این حق استفاده نمود


ماده ۱۵: الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد

ب) احدی را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد


ماده ۱۶: الف) هر زن و مرد بالغی حق دارند بدون هیچ محدودیت از نظر نژاد ، ملیت ، تابعیت یا مذهب با هم دیگر زناشویی و هنگام انحلال آن ، زن و شوهر در کلیه امور مربوط به ازدواج دارای حقوق مساوی می باشند

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود


ماده ۱۷: الف) هر شخص ، منفردا یا به طور اجتماعی حق مالکیت دارد

ب) احدی را تمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود


ماده ۱۸: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده  و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد


ماده ۱۹: هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق  مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحضات مرزی، آزاد باشد


ماده ۲۰: الف) هرکس حق دارد آزادانه مجامع و جمعیت های مسالمت آ میز تشکیل دهد

ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد


ماده ۲۱: الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ،  خواه مستقیما و خواه با وساطت  نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید

پ) اساس و منشا قدرت حکومت  ، اراده مردم است . این اراده  باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی  رای  را تامین  نماید


ماده ۲۲: هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد


ماده ۲۳: الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد

ب) همه حق دارند که بدون هیچ  تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمايند

پ) هر کس که کار میکند به مزد منصفانه و رضایت بخشی ذیحق می شود که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید

ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند


ماده ۲۴: هر کس حق استراحت و فراغت و تفریح دارد و به خصوص به محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی های ادواری ، با اخذ حقوق، ذیحق می باشد


ماده ۲۵: الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک ومسکن ومراقبتهای طبی و خدمات لازم اجتماعی تامین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری  که به علل خارج از اراده  انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود

ب) مادران وکودکان حق دارند که از کمک و مراقبت مخصوصی بهره مند شوند . کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج  به دنیا آمده باشند ، حق دارند که همه از یک نوع حمایت اجتماعی برخوردار شوند


ماده ۲۶: الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود . آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد . آموزش ابتدایی اجباری است . آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند

ب) آموزش و پرورش باید به طوری هدایت شود که شخصیت انسانی هر کس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام حقوق و آزادی های بشری را تقویت کند . آموزش و پرورش باید حسن تفاهم ، گذشت و احترام عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در راه حفظ صلح ، تسهیل نماید

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند


ماده ۲۷: الف) هر کس حق دارد در زندگی فرهنگی اجتماع شرکت کند ، از فنون و هنرها متمتع گردد و در پیشرفت علمی و فوائد آن سهیم باشد

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود


ماده ۲۸: هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد


ماده ۲۹: الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک  وضع  گردیده  است

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد


ماده ۳۰: هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید

آخرين بروز رساني ( 10 JANUARY 2010 ساعت 21:44 )
 
هجوم وحشیانه به سایت و به فرهنگمان PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
01 OCTOBER 2008 ساعت 12:06
حتما کسانائی که وا سایت همدانیا قبلاً آشنا بودن دیدن که طی چند هفته ِی گذشته یی عده آدم بی فرهنگ و خرافی که هیچگونه شناخت و مطالعه اَ محتوی سایتمان نداشتن بی دلیل هکش کردن و همه شه که نتیجه یِ سه سال تمام بی خوابی و جستجو بود مثد ملخ که میفته به جان طبیعت اَ بین بردن
در اصل ما در سایتمان با وجود بی طرف بودن سَی کردیمان اَ ظلمی که به ملت بی گناه دنیا میشه پرده ورداریم و خیانتاره افشاگری کنیمان مخصوصاً ظلمی که به ملت بد بخت عراقی و فلسطینی اَ طرف کشوراي زورگو میشه. هک کردن سایت فرهنگی ما منه به شک انداخت که اصلاً کسی که ئی کاره کرده خودش طرف ظلم کننده ها بوده،
جالب اینه که اُ روزائی که مثد واوا و خوره اِفتاده بودن میان سایت روزی 180 الی 200 نفر فقط اَ عربستان سعودی میرفتن روش که بینن چه جوری فرهنگ یکی اَ قدیمی ترین ملت دنیا داره اَ بین میره و لذت بورَن
مهم نیس که یی مشت ملخ خور رختن میان سایتمان، ولی من بدبخت سه سال تمام شبا تا ساعت دو و سه نشدم و سایت دوروس کردم، فقط تک تک لغتاي هِمدانیه تایپ کردم، روزنامه هاي خارجیه ترجمه کردم که همدانیاي دنیا بیوینن چجوری اَ اروانیوم تضعیف شده علیه عراقیا استفاده میشه، یا اَ اسلحه هاي تجربی علیه فلسطینیا استفاده کردن. که همش اَ بین رفت، بری اُنا که مهم نیس اصلاً اطلاعی اَ فرهنگ و هنر ندارن ، بغیر اَ نفت و کویر شی دارن، دانشگا دارن؟ صنایع دارن؟ شاعر دارن؟ اقتصاد دان دارن؟ ئی کامپیوترم نیمی دانم شی شده که یاد گرفتن؟ دقیقاً ئی عملشان میمانه مثد وقتی قرآنه ورق ورق میکردن و میزدن توک نیزه هاشان و موگفتن که دارن زیر سایه یِ قرآن میجنگن.
البته فرهنگ ما در طول تاریخ چند وار زیر حمله یِ وحشیانه اَ شرق و غرب قِرار گرفته، و اگه به خرابه هاي خیاوان اکواتان برینان، کاملاً مشخصه که شهر چند وار روماّنده شده و به آتیش کشیدنش ولی اَ خاکسترش دوواره فرهنگ ما رشد کرده و اَ لابلاي خرابه هاش مثل گُل لاله سر کشیده. فرهنگ ما مثل اُ گُل بنفشه ای میمانه که نزیکاي عید اَ زیر یخ و برف سرشه بیرون میاره و نشان میده که از ئی برف و سرما ها نیمی ترسیمان و مثد ئی زمسّانا زیاد میان، ولی بازم آب میشن و اَ بین میرن و چیزی که میمانه سر سبزی و بهار و شادماني همدانه
مارم هموجور که می میوینینان دو واره سایته رو براش کردیمان، مهم نیس به چه زحمتی، امیدواریم بهتر اَ اول باشه، چونکه هرچی باشه ما هِمِدانیمان و آب الوند خوردیمان و پوسمان جَرّه. هر کی همدان دنیا بیا و بزرگ شه پوسش کلفت میشه، در دنیا کمتر شهری داریمان که اختلاف دماي هوا بین زمسان و تاوسانش به 80 درجه برسه، ئی تغییر دما باعث میشه که سنگ خارا تِرک بخوره ولی به ملت همدان هیچی نیمیشه!، اینه میگم که ئی مهاجما گوشی دسشان بیا و فرهنگ ماره بحال خودش بیلن
زنده و پیروز باد فرهنگ ایران و همدان
جهت اطلاع همشریامان اینارم لینک بی فرهنگاس؛

فقط اَ هِمدانیاي غیور ماخوام که یی دسی بشمان بدن تا وا بازسازی و قوی کردن سایت و فرهنگمان یی مشتی به دان ئی وحشیا بزنیمان
 
 

همشریاي عزیزمان؛

میواسته بوخجینان اگه سایتمان کامل نشده،

ولی اِگه مِفَر بدینان یواش یواش

قبراقش موکنیمان 

 

آخرين بروز رساني ( 12 NOVEMBER 2008 ساعت 02:04 )
 

ساعت شهراي دنیا

بیوین چند نفر سِره کارن

در حال حاظر 3 مهمانها آنلاين ميباشند

عکس روز ـ روش بچّقّان

Copyright © 2005 - 2010 همدانیا شیر خدان. Designed by olwebdesign.com