سه شنبه 11/1/1394
Home

سنجش عمومی

دلتان ماخوا اسم ورزشگای همدان شی باشه؟
 

سایتایِ پایدنی

جهان نما
Revita Video
انجمِن مردای هِمدان
revita
تخته بازا
همدانیا در دنیا
هنرمندایِ همدان
facebook

تبلیغات

ورود

همدانیا شیر خدان
اسناد قدیمی مطبوعاتِ همدان PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط عمو مهر   
10 MARCH 2015 ساعت 05:40

اسناد قدیمی مطبوعاتِ همدان

گفتنی ست که معرفی این نشریات به ترتیب حروف الفبا ست. و تعدادِ آن ها روی هم چهل و دو نشریه است.
______________________________________________
1_ « آرونگ ». نوع و روش؛ خبری, ادبی, سیاسی. صاحب امتیاز؛ تقی مرتضوی. مدیر مسوول؛ تقی مرتضوی. تاریخ انتشار 1325. محل انتشار همدان. فاصله ی انتشار؛ هفته گی. تعداد صفحه؛ چهار.
2_ « اروند ». نوع و روش؛ اجتماعی, سیاسی. صاحب امتیاز؛ تقی مرتضوی. مدیر مسوول؛ تقی مرتضوی. تاریخ انتشار؛ 1325 محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ هفته گی. تعداد صفحه؛ چهار.توضیح؛ این نشریه پس از انتشار بیست و پنج شماره تعطیل شد.( توضیح از دکتر اذکایی )
3_ « الوند ». نوع و روش؛ ادبی, علمی, تاریخی, اخلاقی. مدیر مسوول؛ علی محمد آزاد. تاریخ انتشار؛1304. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ ماهانه. تعداد صفحه؛ بیست. وابسته به انجمن ادبی همدان.توضیح؛ این مجله صرفَن به منظور تقویت افکار دانش آموزان و علاقه مندان منتشر می شد. سپس به علت نبودن بودجه! تعطیل شد.. .( مجوز از وزارت معارف )
4_ « الوند ». نوع و روش؛ ادبی, اجتماعی, علمی, سیاسی. صاحب امتیاز؛ اکبر شریفی امینا. مدیر مسوول؛ اکبر شریفی امینا. سردبیر؛ علی حمیدی. تاریخ انتشار؛ 1325. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ دو هفته یک بار. تعداد صفحه؛ چهار. ( مجوز وزارت فرهنگ: اذکایی
5_ « باباطاهر ». نوع و روش؛ خبری, سیاسی. صاحب امتیاز؛ عطاء الله عبادی. مدیر مسوول؛ عطاء الله عبادی. تاریخ انتشار؛ 1330. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ هفته گی. تعداد صفحه؛ چهار. توضیح؛ در کتاب چهره ی مطبوعاتِ معاصر نام مدیر مسوول؛ عطاء الله روح آزاده, آمده است. ( توضیح از؛ صالحیار )
6_ «بازار ». نوع و روش؛ سیاسی, اجتماعی. صاحب امتیاز؛ علی پوینده. مدیر مسوول؛ علی پوینده. تاریخ انتشار؛ 1331. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ هفته گی. تعداد صفحه؛ چهار. وابسته به جبهه ملی شعبه همدان و اصناف. توضیح؛ از این نشریه هیجده شماره بیشتر منتشر نشد. ( اذکایی و یادداشت های سعید رحیمیان )
7_ « بولتن روزانه » (بولتین ). نوع و روش؛ خبری, ساسی. صاحب امتیاز؛ کنسول انگلیس در همدان. تاریخ انتشار؛ 1321. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار روزانه. تعداد صفحه؛ دو. وابسته به کنسولگری انگلیس در همدان. توضیح؛ مطالب این بولتن صرفَن تبلیغ علیه آلمان نازی بود و تا پایان جنگ جهانی دوم انتشار آن ادامه داشت.( اذکایی )
8_ « بهترین خواندنی ها ». نوع و روش؛ عمومی. صاحب امتیاز؛ صادق بهمرام نراقی. مدیر مسوول؛ صادق بهمرام نراقی. تاریخ انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ هر دو هفته یک بار. تعداد صفحه؛ شانزده. توضیح؛ این مجله حاوی اخبار و مطالب دیگر نشریات, بخصوص نشریات سراسری بود. ( اذکایی. برزین )
9_ « پیک اسلام ». نوع و روش؛ ادبی, مذهبی, فلسفی. صاحب امتیاز؛ جواد مقصود. مدیر مسوول؛ جواد مقصود. تاریخ انتشار؛ 1341. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ ماهانه. تعداد صفحه؛ چهل و هشت صفحه با جلد رنگی. توضیح؛ این مجله تا شش شماره و با عنوان ماه نامه حوزه ی علمیه ی غرب ( آخوند ) منتشر می شد. ( اذکایی. برزین )
10_ « تاریخ ». نوع و روش؛ انتقادی, اجتماعی, خبری. صاحب امتیاز؛ سید کاظم حسینی ( حسینی داور ). مدیر مسوول؛ سید کاظم حسینی ( حسینی داور ). تاریخ انتشار؛ 1327. محل انتشار؛ همدان. فاصله انتشار؛ هفته گی. تعداد صفحه؛ چهار. توضیح؛ دارای مقالات تند سیاسی, برخی در قالب شعر, به علت اشتغال مدیر روزنامه به شغل دبیری انتشار این هفته نامه پس از مدتی تعطیل گردید. ( اذکایی. برزین).

آخرين بروز رساني ( 10 MARCH 2015 ساعت 05:43 )
 
زیر دل سنگشیر PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
14 DECEMBER 2014 ساعت 02:40
در نیمه ی اول سالای چل همدان خیلی شهر آرامی بود. تعداد جمعیت کم بود و به او صورت ماشینی میان خیاوانا دیده نیمیشد. یادمه چند تا دوروشگه رم بودن که مسافری کشی میکردن. و چند تا گاری باربری. همدان آلودگی صِوتیم نداشد.  وختی میان حیاط بودی صدای جیره جیر تورومّه ی (1) همساده ی ئی طرفی و جارو زدن همساده ی روبروئی وا جارو کُله ره میشنفتی. حالا بگذریم اَ شیریقـّه (2) زدن بچای میان کوچه
یی روز تاوسانی (3) که تازه مدرسه تمام شده بود، دم صحبی بود که یی دفه ی  یـَک صدای موتور دیزلی مثد تراکتور اَ میان کوچه بلند شد. یادوم نی شی داشدم میکردم ولی دیه ماتل نکردم و دِ بدوو رو به کوچه . دره که واز کردم دیدم یااااا علیییییی  !!!  یی بولدیزل گُندی زرد رنگی مثد دایناسور وا چرخای زینجیلیش داره اَ میان کوچه مان رد میشه . راسش بعد از او کمپرسیه که آمده بود خانه ی حج صادوق نانه اساس کشی کنه پدیده ای به ای بزرگی اَ میان کوچه مان رد نشده بود. فقط گه گاهی ماشین خلا پاک کن می آمد که انقدم بزرگ نبود.  بد مصب ئی انقد گُنده بود و صدای نخراشیده داشت که شیشه های پنجره مان او طرف حیاط می لرزیدن. تا چشم بهم زدم دیدم تمام دره همسادا درآمدن در. مین یی دیقه قیامت شد . بولدیزله پیچید میان دوازه متری و وایساد. همو وخت یی دانه ی جیپ نیمیدانم آهو بیابان بود یا لاندیور شهرداری آمد و دو نفر اَ میانش پیاده شدن. وایسادن وا شوفره حرف زدن.
او زمان دوازه متری اَ فلکه ی سنگشیر به بالا خاکی بود.  اَ مولوک خانم همساده مان که تمام اخبار محله دسش بود اشنفدیمان که موگفت ماخوان خیاوان ره اسفالت کنن. ئی مولوک خانم جوری بود که هرکس شماره شناسنامه و تاریخ تولد یکیه ماخواست  یا هر نوع استشهاد غیر رسمی لازم داشد میرفت ورش. اوجو خبره (4) بودا
بولدیزله بری یی ماه یا شاید بیشتر باعث سرگرمی ملت بیکار 12 متری سنگشیر شده بود. طوری بود که صحبا مردای بیکار چوتلی می نِشدن و تِکشانه میدادن به  دیوار خانه ها  زیر سایه و یی سیگاری روشین میکردن و زمین کِراندن (5) اونه می پایدن. خانمای محله رَم که همه مهربان بودن معمولا شربت آلوالو یا چای براشان می اوودن.حتی بری شوفر بولدیزله. آخه او زمان همدان خوری نبود که  مردم ماتل یی چیزی بودن خودشانه واشش سرگرم کنن. یادمه ماه ها در مورد بولدیزله حرف میزدن یی وار اشنفدم کـَل حسین موگفت خدات درآ آلمانی بیوین چه زمین دِرّانی (6) دوروس کرده. آخه اُ وختا وختی ماخواسدن بِنوه ی (7)  یی خانه ره بِکنن وا کُلنگ و بیل یی ماه جان میکندن.
او سالا سنگشیره زوان بسته سره رای فقیره ، اِوِرو ، کیشین ، اینجیلاس و سیمین بود و فقط شاهد رفت و آمد الاغای او داهاتا و ایلیاتیا بود .  چند روزی در سالم ماشین مِشد ممدلی صحبا اَ داهات می آمد و عصرا بر میگشت داهات. و سالی یی وارم شیره میرخدن سرش. البته گاریایی ام بودن که اَ نایب احمد آب می بردن و سِوله سِوله ( 8 ) بری آب آشامیدنی به مردم میفروخدن.  ها راسی یاد یی خاطره ی دیه افتادم . او زمانا هنوز آب لوله کشی نبود و آب آشامیدنی ره وا گاری می اوودن. گاریای آب یی منبه ی بزرگی عقبشان داشدن که میرفدن اَ نایب احمد پُر میکردن آب و ملت وا سوله ازشان میخریدن. اصلا یی عده قرار داد داشتن و هر روز صحبی گاریچیه یی سِوله ی آب می برد دره خانشان تویل میداد  دقیقا مثد خارجیا که شیر و روزنامه ره میبردن درخاناشان تویل میدن. البته فکر موکنم اونا اَ ما یاد گرفتن. خلاصه گاریچیه آبه ره خالی میکرد برمیگشت دوواره سوله هه ره پر میکرد بری نفر بعدی. منبع آبه شیر نداشت و اَ جاش یی تیکه تویوب لاستیکی موتور وصل بود که اجای شیر کار میکرد. ینی سره تویوبه ره دولا میکردن و یی کشی می بسدن که آبش نریزه. یی وار بد بخت رفته بود میان یی بن بستی آب تحویل بده که ما کِش تویوبه ره واز کردیمان و فرار خیاوانه آب ورداشت. عجب آدمای بدی بودیم
بگذریم .
راجبه مجسمه ی سنگشیر بگم: سنگشیر براش یی پایه ی کوچوگی اَ سنگ ساخته بودن و دس راسه جَده همدان به فقیره بالای یی کومه لانه ی خاک بود. که روش رو به الوند بود و پشتش به اسیل قولومه. اسیل قولومه یی مـَندآبی (9) بود که اونجانه مثد یی استخر بزرگی ساخته بودن و پُر آب و لُهم (10) بود و اَ آبش بری دبـّاخانه که هموبغل بود استفاده میکردن و البته بری صیفی کاریم بود ولی اَ همه مهمتر بچا زیر شلواری می پوشیدن و یی قـِیچی (11) می بسدن کمرشان و میفتادن آب.
برگردیمان به مجسمه ی سنگشیر : بضی وختا میدیدی خارجیا وا اتوبوس گروهی می آمدن دیدنش. یادمه پیره زنای محل موگفدن: ای خاک به او سرتان  او همه ی را میاینان یی تیکه ی سنگه ره بپاینان که بشه شی؟ لااقل برینان امامزاده کو،  هم ثواب داره و هم جای با صفائیه.
ما بچا تا میدیمان یی ماشین خارجی اَ دور فِلکه می پیچه که بره سنگشیر دیه ماتل نیمیکردیمان توپ پلاستیکی بود یا اِلک دو لک و یا قوقوبازی ویل میکردیمان به تاخت روبه سنگشیر. می رفدیمان چوتلی مینشدیمان یی کومه لانی (12) و خارجیاره می پایدیمان که داشدن دوربین به دس وکتاب به دس دوره سنگشیر می چرخیدن
دو تا چیز برامان جالب بود یکی که خانما شلوارکای کوتاه (شورت) می پوشیدن یکیم که همه شان پی ده شاهی بودن و به ما یی سِنتی خارجی میدادن و ما بششان ده شاهی میدادیمان. وره خودمانم شادی میکردیمان که پول خارجکی داریمان . گوآ ده شاهی (نیم ریال) انه ی سال 1316 میانش طلا داشته. مچیم !!!! اوجو موگفدن
یی  روز اَ همی روزا که رفده بودیمان پره پای خارجیاره بپایمان منو امیر سره یی دانه ی آلاسگا شرط بسدیمان که مه اَ زیر دل سنگشیر رد بشم. از او نه !  و اَ مه آره رفدم دسه راسه سنگشیر و کله مه تپاندمش زیر دلش. اولش یی ذره ی گوشوم کِرید ولی وا یی فُشاری تقاندمش (13) میان. چشمتان روز بد نوینه کله تقاندن همونو گیر کردن همو. نه رای جلو رفدن داشتم نه رای در آمدن. نیمیدانم بری شی کـلَم وخت ورود کوچوگ بود ولی یی دفه شده بود قد خود سنگشیر. نیمیدانسدم شی کنم. نفسوم داشت میگرفت. به یکی اَ بچا گفدم  بپر برو کمک بیار. بیوین جرتقیلی چیزی میجوری سنگشیره بلند کنن مه درآم در!؟
جواز بدبخت گیره کنان رفت روبه خانه . منم فقط وحشت و غرور بود که نیمیشت گیره کنم.  نیمیدانم چقد طول کشید ولی میدانم بری مه یی عمر گذشت که صدای یی گـَله آدم آشناره اشنفدم. تا جُمیدم دیدم نصم همدان رِخده اونجانه. بازم طبق معمول همه متخصص بودن. یکی موگفت بچه هه ره چربش کنینان رد میشه. یکی دیه موگفت مگه شافه؟
یکی موگفت برینان یی سنگ تراشی خورکنینان سولاخه گشاد کنه. یی نفر موگفت بیاینان یا علی بگیمان سنگشیره بلند کنیمان یی تکانی بدیمان بچه هه درآمده در.اونجانه بود  که تازه فمیدم چه غلطی کردم. از او طرف خلافه بخاطر ترس شاش گرفته بودوم. یکی دیه موگفدت بیاینان پاشه بگیرینان بکشیمش در. نیمیدانم کی بود گفت بیلینش بمانه تا جانش درآیه در که از ئی کارا نکنه. خلاصه خیلی شرایط بدی بود حالا میان ئی هین و مین یی ساعت شماطه داری زنگ میزد. انقد صداش بلند بود که یی دفه اَ خواب پریدم دیدم خیس عِرقِم. و کلَم گیر کرده میان قُمقمه ی شنام (14)  همونی که دیروز خریده بودم و اَ شادیم برده بودمش وا خودوم میان رختخواب.
البته  اینم بگما او زمانا یکی از تفریحامان همو رد شدن اَ زیر دل سنگشیر بود
(1):
تلمبه
(2):
جیغ و داد
(3):
تابستان
(4):
ماهر
(5):
تراشیدن
(6):
جر دادن
(7):
بن ساختمان
(8):
ظرف کوزه مانند فلزی برای حمل آب
(9):
بند آب - سد آب
(10):
لجن
(11):
کمربند
(12):
بلندی
(13):
با فشار وارد کردن
(14):
کمربند غریق نجات
آخرين بروز رساني ( 21 DECEMBER 2014 ساعت 03:53 )
 
دِندان عاریه PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
18 NOVEMBER 2009 ساعت 19:57
زمانی که بچه بودم، یی میرزعلی نقاش بود که تِکه دکان بووآمان تابلونویسی داشد، بنده خدا میرزعلی یی ذره ئی زوانش میگرفد و موگفتن که تخم نصم کفترایِ هِمدانه خورده ولی بشش اثر نکرده، مخصوصاً وختی عصبانی میشد، هرچی هِندل میزد موتورش روشین نیمیشد. آمیرزعلی بنده یِ خدا جلوی دکانش یی بخچه ئی دوروس کرده بود و یی چارپایه ئی مییشد و اونجانه بری خودش واکیف دیزی موخورد. خیلی مواظب بخچه هه بود و به شاگرد ماگِردای ِ ما هِی بدو بیرا موگفت که بقچه هه ره پاولا میکردن
تاوسانا مهَ میرفدَم پَلوی بووآم که مِنم بری خودوم مرد بشم و کار یاد بیگیرَم . یی روز پنج شیش سالُم بود ماخواستیمان بریمان خانه ناهار، سِرَه خورا دوتا اَ شاگردامان که همیشه سربسر آمیرزعلی بنده یِ خدا می یشتن،بازم قِرشان گرفد. یکیشان باسم تقی وایساد ئی سِر بخچه و یکیشان باسم رضا چل اُ سِر بخچه تِکه ماشین و تقی مِنه بلند کرد هَشت وسط بخچه و رضا چل خدابیامرز گرفدم و هَشت میان ماشین که یی دَفه آمیرزعلی اَ میان دکانش درآمد و وا هیجان زوانش بند رَفد و هِی موگفت؛ خِه خِه خِه خِه خِط خِط خِطا خو خو خو ردا، پچا اُ جو موکنینان؟ که تِمام خیاوان شورین زدن زیر خنده
خلاصه سِره ظُر آمیرزعلی طبق معمول مشغول خورن دیزی بود، یی سِگ پته پیسه ئی از اُ گَرو گورا داشد رد میشد، آمیرزعلی همو مِووقه داشد یی اوسخانگی گاز میزد، دِلش بری سِگه کوره کرد و هموجور اَ دانش اوسخانگه ره اِشاند طرف سِگه، نه بگو دِندان عاریه یِ آمیرزعلی میان شِرَه هه مِره هه یِ اُسخانگه گیر کرده و دِندان عاریه یِ بالائیش پرت شد طِرف سِگه، یی دَقه وخزاد هِوار هِوار، ولی چون زوانش میگرفد معلوم نبود شی میگه، فقط وا دَس اُ طرف چپرخانه ره نِشان میداد و می دِووئید، چارپنج نا اَ شاگِردایِ ما و چند نِفر ویله ویلان که اُ روبرو جلوی قواخانه نِشده بودن و تمام داهاتیا که سِره ایسگایِ مینی بوس وایساده بودن و آدمایِ بیکاره همه اَ پی سِره آمیرزعلی می دِووئیدن ولی حرضت عباسی خودشانم نیمیدانسدَن بری شی می دِووَن !!!!!، چینین بود که یی تاکسی اَ چپرخانه بطرف میدان میرفد ماشینشه وا در واز وسط خیاوان ول کرد و وا دسمال یزدی دسش و پاشنه یِ کفش خوابیده کِرت و کِرتش، دسشه قرص اَ جلوی کَتش گرفده بود و مثد جاهلا واز واز میرفد پی شان، شاگِرد شوفِر گاراژ شیشه که ساعت 12 میرفد تِران اَ میان اتوبوس پرید پاین و چاقوشه اَ جیبش دِراوود که سه چار نِفره لکو پار کنه، خیال میکرد دعواس !!!!، فِوری اُ سلمانیه روبرو پرید رو موتور گازیش که بره کلانتری آژان بیاره، یی پیره زنی که اَ سبزه میدان زده بود کوچه سِر گذر و همو مِوقه رسید خیاوان شورین هِول هِول اَ یکی پرسید ؛ به وَم جان شی شده؟ اونم که سرش بفروش شوخیارا رو گاری دسیش بود گفد؛ گمان کنم یی نِفره او پاینا کُشتن !!!، پیره زنه که پاینتر اَ حموم سیدان زندگی میکرد و یی پسر خزی و گرتی داشد، یی دَقه گُفد؛ علی ، علی و اَ حال رَفد . سه چارنِفرم شدن آدم اُ یکی پرید قوه خانه و یی ذره ئی آب قند آوورد بری پیره زنه که حالش جا بیایه، میان ئی هین و مین یی ریو ارتشی اَ را رسید و هرچی گروبان موروبان بود رخد پاین و اونارم شورو کردن به دووئیدن بطرف چپرخانه، دیه خدا میدانه شی شد !!!، قیامت بود، مهَ روز آشورا رم اِنقد آدم نی ده بودم ، فقط خدا رحم کرد او زمان ماهواره و بی بی سی و سی اِن اِن نبود یاگینه یی برنامه یِ لایو اَ هِمِدان پخش می شد، فِوری یی نفر شربت و گلاب دوروس کرد و میان مردم بخج میکرد، همه رم موخوردن و نیمیدانستن بری شیه فقط موگفتن؛ خدا رحمت کنه !!! ، او جو که مهَ فَمیدم پاسوانا اَ دور میدان خیاوان شورینه بَسده بودن ، فقط آدم فضول بود که اَ دور میدان می دووئید و می آمد ، یی نفر اَ مِش ممد عطار پاین دکانمان پرسید؛ راس میگن گُرگ یی بچه ئیه دوزیده؟ ئی حرف دیه نشانه کامل یی حرف مفت زنی ملت بودا، خلاصه اول خیاوان خاکی سِگه رضایت داد و دندانِ آمیرزعلیه ویلش کرد ، اونجانه یی نفر بود به اسم یداله شیره ئی وا مَقاش دندان آمیرزعلیه گرفده بود یی دَس و وافورشه او دَس و وا کفش گیوه ئی و کُلا نمدیش که دِورو ورش شوره زده بود و خاکسر زغال رو شانه هاش یواش یواش می آمد، یی طرفش آمیرزعلی و پشد سرش تمام مرده را گرفده بودن، تمام زنو بچا و دکان دارا دو طرف وایساده بودن و مردا صلوات میفرسادن، زنارم چادرشانه تکشه گرفده بودن لای دندانشان و یی دسشان زنبیل سیزی و یی بچه ئی بغلشان یی لول تماشا میکردن . خلاصه دندان رسید در دکان آمیرزعلی، اونجانه بود که پاسوانا دیه مردمه یواش یواش پخشو پلا کردن. آمیرزعلی وا آفتابه ای که نیم ساعت قبلش رفده بود مدرسه آخوند مستراب دندانه ره یی ذره ئی آب کشید ولی بدبختانه دیه نجس شده بود، یکی موگفت باید وا خوس بمالیش ، یکی موگفت بندازش میان پوت نفت، بلاخره اونم یی چراغ ترّمه ئی داشد اِوودش و یی قوطو خالی یی کیلوئی روغن شاپسند داشد و پرش کرد آب و بتجویز ملا حسن که داشد اَ نماز برمیگشد دندانه ره انداخد میانش تا بجوشه و ضد عفونی بشه، مردم دیه سِره ظُر بود و بیشترشان رفده بودن. ده دیقه نگذشته بود که آمیرزعلی بازم سِرو صداش درآمد، دندانه وا آب جوش همش خُلو موچول شده بود، حالا دیه بازم همه دکتر شدن، ولی آخرش قِرار شد بره دندان سازی افشار سه تا دکان پاینتر ، بالای کاوانسرا تا براش دوروسش کنه، اونم دوروغی یی دسی بشش زد و هشتش میان دان آمیرزعلی و اونم بنده خدا وا دان خُلو موچول مثد دور اَ جان آدمایِ سکته ئی برگشد سره کارش .
آخرين بروز رساني ( 08 MARCH 2015 ساعت 06:46 )
 
قوز بالا قوز PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط حمید زارعی   
29 SEPTEMBER 2014 ساعت 02:11

یی آدم قوزی بود به اسم ممد قوزی ، یی وار ممد قوزی صحب زود وخزاد و رفدش حموم، هیشکی نبود و فقط یی دانه ی چراغ موشی اُ ته ی حموم وره پله های خزینه نوُزه نوز روشین بود و سکوت عجیبی همه جاره گرفده بود . ممد قوزی وارد که شد دید صدای ساز و دُهول میایه اولش تعجب کرد بعدش پاید ئی طرف او طرف دید کسی نیسش چون قِر تو کمرش فراوان بود یواش یواش شرو کرد وسط حموم به رقصیدن و چوپی گرفدن. چینین میرقصید که کسی نگردارش نبود.
ولی خودتانم خوب میدانیان که میان حموم پُره اَجـِنده! البته جنـّا خیلی خوششان آمد که داره میرقصه رفدن جلوش. زوان بسده هه ممد قوزی اَ ترسش داشد می شاشید زیرش. وره خودش گفت ممد آقا ترس نداره که ?! ، یی بسم اله ی بگو همه شان غیب میشن، هموجو که دانش واز کرد بگه بسم اله یکی اَ جندا که حواسش جم بود داد زد و گفت : ای ممد لاله مانه بیگر که برات خیره!!. ممد قوزیم گفدش دیه از ئی بد تر تر که نیمیشم و قبول کرد.
رئیس اَجندا تِقه تِق کنان آمد جلو ! آخه میگن اَجنده جماعت اَ جای پا سُم داره.

حالا خدا میدانه او وخت صُجب میان حموم خالی سُم رئیس اَ جندا چه صدائی میداده. بمانه
خلاصه آمد جلو ممد قوزی و بشش گفت هر آرزوئی داری بگو تا برات برآورده کنم.
ممد قوزی یی ذره ی فکر کرد و گفت میشه ئی قوز منه ورداری؟
اَجنده هه رَم یی وِردی خواند و قوز ممد قوزی غیب شد.
فردا ممد قوزی خوشال یی دس کُت شلوار نـِـوُ نِـوُ خرید پوشید تنش و افتاد را میان کوچه محله. اتفاقا میان محله شان یی دانه ی دیه قوزی بود بشش موگفدن " چُس قوز" بسگی قوزش بد ترکیب بود و شِته شُل بود ( ها راسی بگوو خوب؟!!)
چُس قوز ممد قوزی ره که دیه اسمش از او روز شده بود ممدآقا سره چمند دید و بعد از چاخسلامتی بشش گفت سره خور په قوزت کو؟ ممد آقا رَم جریان ره براش تریف کرد. چُس قوز گفت ای خوش بحالت منم فردا میرم حموم.
فردا هوا هنوز روشین نشده بود که چُس قوز رفد حموم. اَ در وارد نشده وایساد بری خودش چپ زدن و بشگن زدن و رقصیدن. غافل از ئی که یکی از او اَجنده ها شب قبل مرده بود و اَجندا همه شان عزادارن. البته میدانیان که اَ جند خیلی رو مرده ها و هرچینین بدترشان تعصب دارن دیه .
هیچی خلاصه تا چُس قوزهه در او حالت دیدن خیلی زورشان گرفت و رفدن قوز ممد قوزیه هشدن رو قوز بد بخت و وا لَقد اَ حموم انداخدنش در !!!
زوان بسده چُس قوز خیلی حالش خراب شد ینی بقول خودمان دیه زد سرش و چل وضع شد و از او به بعد کارو کاسبیه ویل کرد و میان کوچه خیاوان ماخواند:
بیوین چه قوزی دارم! قوز بالا قوزی دارم

منبع: واژه نامه ی همدانی - هادی گروسین - تهیه ، دیلماج ، دسکاری و کارچرخانی داملا

 

آخرين بروز رساني ( 29 SEPTEMBER 2014 ساعت 02:14 )
 
آب نقش اصلی ره در اشغال فلسطین داره PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
27 JULY 2014 ساعت 22:10


در خاورمیانه مثد تمام مناطق خشگ دنیا  آب نقش مهمی از نظر سیاسی داره   

اَ همو اولی که اسرائیل فلسطینه اشغال کرد هدفش رسیدن به منابع آب مخصوصا در جولان بود و سیاست نظامی تبعیض آمیز و استعمارگریش دقیقاً  رو همی بنیان شده بود

در سال 1994 مصرف آب اسرائیل 2000 ملیون متر مکعب بود در صورتی که ظرفیت منابع تجدید پذیر از 1500 ملیون متر مکعب بالا نیمیزد. در اُردن کمبود آب سال 1999 به 155 ملیون متر مکعب میرسید  بریکه 180% از ذخایر آبش اسدفاده کرده بود. ئی شرایط در نوار غزه بدتره چون 217% ذخایر بیرون کشیده شده که اوجو سوء اسدفاده مشکلات قابل توجهی هم در کیفیت خود آب و هم در باز سازی سفره های زیر زمینی ایجاد موکنه و واقعا میشه گفت غیر قابل جبرانه

نگاهی به تاریخ

سال 1919 بود و هنوز اسرائیلی وجود نداشت که " خایم ویزمن"  مدیر صهیونیسم جهانی یی نامه ای به لوید جرج  نخست وزیر بریتانیا نوشت و گفت که کل آینده ی فلسطین بستگی به آب جهت آبیاری و تولید انرژی برق داره و ئی مشگل شامل بلندیای جولان، فلسطین، کوه حرمون در سوریه ، جنوب لبنان و کرانه غربی روخانه ی اُردن میشه
یی سال  بعد (1920 اکتبر ) بازم خایم ویزمن نامه ی دیه به وزیر امور خارجه مینویسه و میگه که اگه رابطه ی فلسطین از روخانه ی لیطانی، اردن بالا و یرموک قطع بشه هیچ وخت از نظر اقتصادی خود مختار نخواهد بود و طوری روبه نابودی میره  که هیچ قدرت خارجی رغبت به گرفتنش نکنه ( یی مثل همدانی داریمان که اینجانه میشه گفت داشدن اَ همو وخت بری فلسطین کیسه میدوخدن) والا.

سال 1941 بن گوریون گفت: به یاد داشته باشیمان که بری ریشه زدن دولت یهودی در فلسطین لازمه که هم روخانه ی اردن و هم لیطانی در مملکتمان گنجانده شده باشن. اَ همو اول بن گوریون و موش دایان موافق اشغال کردن جنوب لبنان تا  خود روخانه ی لیطانی بودن
سال 1954 موش دایان پیشنهاد موکنه که برن یی مقام لبنانی پیدا کنن و میگه حتی اگه یی افسر ساده باشه  وخزه بگه که طرفدار مسیحیای مارونیت در لبنانه کافیه .  او وخت دیه کار تمامه و اسرائیل حمله موکنه و یی دولت مسیحی اونجانه برقرار میشه  و ما بعنوان اسرائیل دیه مشکلی او طرف نخواهیم داشت
خود ئی آرزوی موش دایان نشان دهنده ی اینه که از قبل تمام کارای اسرائیل برنامه ریزی شده بود

از سال 1954 اسرائیل بدون مشورت سوریه و اردن شرو موکنه از آب دریای طبریه کانال کشی موکنه که تا سواحل غربی و نگب ره آبیاری کنه و از سال 1964 شرکت کانل کشی و توزیع آب اسرائیلی
National Water Carrier  عملاً شرو به کار موکنه.

سوریه و اردن میرن در یرموک یی مانعی دوروس موکنن و آبه از بنی یاس بالای دریاچه طبریه منحرف موکنن و ئی کار باعث میشه که اسرائیل دیه نتانه آباره بری خودش پمپ کنه. اونم زورش میایه و او موانع ره بمباران موکنه و در حقیقت از اونجانه جنگ شیش روزه شرو میشه . البته همزمان لبنانم مشکوک بوده که اسرائیل داشته یواشکی از روخانه ی الحاصبانی آب پمپاژ میکرده..

جنگ سال 1967 به اسرائیل اجازه ی تصاحب ذخایر آبی غزه، بلندیای جولان و کناره ی غربی روخانه اردن ره میده ولی بازم راضی نیمیشه سال 1978 به جنوب لبنان حمله موکنه و شرو موکنه پمپاژ روخانه ی لیطانی و ئی مار . ولی در سال 2000 مقاوت حزب اله اسرائیل ره مجبور به ترک اونجانه موکنه

الحاق بلندیای جولان وا اسم مستعار " قصر آب " از طرف اسرائیل اجازه ی کنترل حوضه های بالای روخانه ی اردن ره  بشش میده و وا هزار و یی جور اذیت کردن ملت منجر به فراری دادن صد هزار نفرشان میشه که آب مصرف نشدشان بخج اسرائیل میمانه.

اسرائیل و اردن سال 1994 یی قرار داد صلحی امضا کردن که  یی بند مهمی از ئی قرارداد در مورد آب بود ولی همش به نفع اسرائیل نوشته شده بود. یی قراردیم وا سوریه در جریان بود . در مَنا در مقابل گرفتن آب اسرائیل میواسده اَ زمینای اشغالی عقب نشینی میکرد ولی ئی مذاکرات سال 1999 وختی اَ سر گرفته میشد اهود باراک همه شه بهم زد

سیاست اسرائیل در مورد آب

Walter Clay Lowdermilk
از سال 1936 یی طرحی داده بود که از سیستوم کانال کشی آب تِنسی وَلی در آمریکا الهام گرفته بود و ماخواست در ئی منطقه "جوردن وَلی تِنسی آوتوریتی"  ره راه بندازه که زیر نظر مقامات بین المللی باشه. عقیدش تا حد زیادی از طرف جانستون نماینده ی رئیس جمهور وخت آمریکا آیزنهاور مورد استقبال قرار گرفته بود که مبایست یی قدرت منطقه ای  دوروس میکردن که ئی آوتوریتی از طرف دولتای اطراف روخانه اردن اداره بشه. شما دیدینان؟ مارم دیدیمان

قانون آب در اسرائیل
با ئی حال اسرائیل بری خودش تصمیم گرفت و در سال 1959 قانونی گذراند که آب ره اموال عمومی اشناخد و انداخدش زیر نظر دولت و ارتشه هشت بالای سرش و یی سیستوم تبعیضی اجرا کرد که جلوگیری از حقوق ملت فلسطین در مورد منابع آب خودشان بکنه. و وا سیاستی که از سال 1967  بعد از اشغال کردن غزه و کرانه ی غربی روخانه اردن اجرا شد دوتا قانون ره به اجرا هشت

یک - ممنوعیت هرگونه زیر ساخت جدید آب و حفاری هر نوع چاه آب البته بری فلسطینیا

دو - مصادره ی تمام آبا طبق قانون سال 1959

اسرائیل از او موقع بری اعمال قانونی آب از قوانین نظامی اسدفاده موکنه. مثلا در کرانه ی غربی روخانه اردن در حال حاظر 350 دا چاه فلسطینی کار موکنن 23 تا از اینا که 6.5% شان باشه از اول اشغال شدن زمینا تا حالا ساخته شدن که البته فقط توسط مهاجرای یهودی اسرائیلی بوده..

یادمان باشه که بری حفر چاه های جدید احتیاج به یی مجوزیه که ارتش اسرائیل باید صادر کنه .  از سال 1975 تعداد  محدودی صادر شدن که در صورت تخلف جریمه های هنگفتی براشان پیش بینی شده.

سهمیه ی آب بری کشاورزای کناره غربی روخانه ی اردن از سال 1967 ثابت مانده و سقفش بین 90 الی 100 ملیون متر مکعب در سال بری تمام 400 تا داهات فلسطینی اونجانه تعیین شده. در صورتی که سهمیه ی آب مهاجرای یهودی فقط در سالهای 80 مسیحی دو برابر شد

شرکت مکوروت

دولت اسرائیل، آژانس یهودیان و صندوق ملی یهود کنترل یی شرکتی ره دارن به اسم  مکوروت و ئی شرکت وا شرکت تهال (شرکت برنامه ریزی منابع آب اسرائیل) یی هدف مشترکی دارن و اونم حفظ منافع اسرائیل به هر قیمتیه.  یکی شدن ئی شرکتای به اصطلاح خدماتی اسرائیلی ، تحمیل مرکزی کردن ئی شرکتا و جاوگیری و سرکوب ملت محلی  وضعیت فلسطینیاره طوری کرده که به از نظر حقوقی و اداری زیر نظر اسرائیل باشن

شرکت مرکوروت از سال 1967 که زمیناره اشغال کرده توزیع آبه ره فقط بصورت انحصاری به شهرکای یهودی نشین راه انداخته و تمام توسعه و خدمات ره بری فلسطینیا ره متوقف کرده

در مناطق عرب نشینی که مرکوروت کنترل نیموکنه مثد کرانه ی غربی روخانه ی اُردن 40% آب در شبکه های آبرسانی که از سال 1967 ازشان نگهداری نشده اَ بین میره. و ئی مقدار در توکارم به 60%  ودر رام اله به 20% میرسه . توسعه ی شهرکای یهودی نشین ئی مناطقه به یی چارگوش باریکه ای تبدیل کرده

در نوار غزه شرایط خیلی بدتر از اونیه که ما فکر موکنیمان. اسدفاده ی زیادی از آبخوانای ساحلی باعث شده که تمام آب شور دریا میانش نفوذ کنه و تقریبا بری آینده ی نوار غزه وا ئی شرایط امیدی نی بریکه مخارخ آبرسانی به ئی مناطق چندین برابره

نابرابری در قیمت و دسرسی آب

ئی فقط کافی نی که بری فلسطینیا سرچشمه ها و منابع آب وجود داشته باید ، باید آزادی رفت و آمدم داشته باشن که ندارن . شرایط و اوضاع شبکه های آبرسانی فلسطین در شرایطین که آب باید براشان وا تانکر روی کامیون بیایه و ده برابر قیمت اصلی بششان فروخده بشه.  ینی 40 نیس بری هر مترمکعب آب ( 8 یورو)  حدود 12 دلار هر متر مکعب آب. دیه خودتان قضاوت کنینان.

بعد از حمله ی 1967 شبکه های آبرسانی زمینای اشغال شده زیر نظر یهودیای مهاجره و به دلخواه خودشان میتانن شیر فلکه های آبه از سرچشمه ها بروی فلسطینینا بوندن

در حالی که اسرائیلیا آب لوله کشی به اندازه کافی در دسرس دارن فلسطینیا قربانی کاهش خودسرانه ی آب از طرف اسرائیلن مخصوصا در فصل تاوسان. و اگه در ئی شرایط  قیمت آب بری هر دوتا شان یکی باشه تولید ناخالص داخلی اسرائیل 20 برابر انه ی فلسیطنیای کرانه ی غربی روخانه ی اردنه که زندانی در سرزمین خودشانن.

در حقیقت مهاجرای یهودی دولت اسرائیل براشان امکانات زیادی فراهم کرده از او طرف قیمت آب بری یی فلسطینی 4 برابره یی یهودیه
اوجو که میگن یی خانواده ی فلسطینی که حداکثر 1500 نیس در میاره (315 یورو) باید صد ها شکلس پول آب بده ینی یک سوم از درآمد یی خانواده ی صرف آب میشه

1 Nis = 0,21 Euro                        1 Euro = 4,7 Shekels   .

سپتامبر سال 1993 در اسلو (نروژ) کلینتون ، عرفات و رابین دس دادن و یی قرار داد به اصطلاح صلح نوشدن و یکی از کارایی که کردن تاسیس شرکت آب فلسطین بود . ظاهرا خدمت بزرگی به فلسطینیا کردن و تبلیغات زیادی روش شد. در اصل از اونجانه که ئی شرکت هیچ مدیریتی روی آب نداشت و شبکه های آب همه شان کهنه و آلوده بودن فقط یی سپهر بلائی بود بری نارضایتای ملت فلسطین از توزیع آب. به همی دلیل ئی شرکت در قرار داد اسلو دو بی سرو صدا لغو شد

شرایط آبخوان ها و توزیع آب مصرفی

مصرف سرانه ی سالیانه ی آب در اسرائیل میشه گفت  به نسبت از همه ی دنیا بیشدره ینی 357 متر مکعب در سال که میشه چار برابر مصرف سرانه ی یی فلسطینی که 84،6 متر مکعب در ساله. مصرف آب کشاورزی اسرائیلم وا کمکایی که دولت موکنه خیلی بالاس. مثلا یکی از بدبختیای کشاورز فلسطینی در اینه که: مهاجرای یهودی 60% از زمیناشانه آبیاری موکنن، اسرائیلیا 40% و فلسطینیای کرانه ی غربی اردن  6% زمیناشانه . ئی شرایط و ئی آماره اسرائیل وا کانال کشیا و شبکه های توزیع آب جوری تنظیم کرده که بیشدر به تاراج موخوره
میگن وختی سال 1967 جولان ره اشغال کردن وا وفور آب در بنی یاس اسم اونجانه ره قصر آب هشتن. جولان  250 ملیون متر مکعب آب به اسرائیل میده ینی جولان و یارموک به تنهایی یک سوم مصرف آب اسرائیل ره میدن. در نتیجه اسرائیل 75% از آبای کرانه ی غربی اردن ره قبل از رسیدن به فلسطینیا میکشانه طرف خودش

در کناره ی غربی اردن اسرائیل 86% آباره از سه تا سرچشمه ی مهم چُر میره که به ئی ترتیب یک سوم دیه از مایحتاج آبیشه تامین کنه از باقیماندش بین 8 الی 12 درصدش به فلسطینیا میرسه و بین 2 تا 5% به مهاجرا در شهرکای یهودی نشین.  ناگفته نمانه که بعد از ئی همه ی سال که اشغال فلسطین میگذره در کرانه ی غربی اردن هنوز 180 تا داهات لوله کشی آب ندارن
کنترل سرچشمه های آب  دس شرکت مرکوروکه که هر ساله 110 ملیون متر مکعب آب به کرانه غربی اردن میده که واشش یک و نیم ملیون نفر باید سیراب بشن که میشه 73 متر مکعب به هر فلسطینی درسال. 30 ملیون متر مکعب به یهودیای مهاجر در کرانه ی غربی که 140 هزار نفرن و به هرکدام در سال 214 متر مکعب آب میرسه و 460 ملیون متر مکعبه یی راس شوت موکنه اسرائیل
البته بی وجدانی ئی شرکت فقط در مورد توزیع آب نی، بلکه در قیمتشم حق کشی موکنه به ئی ترتیب که  یهودیا قیمت هر متر مکعب آب بری مصرف خانگی ره 0،7 $ و بری مصرف کشاورزی 0،16 $  پرداخت موکنن در صورتی که فلسطینیا 1،20 $ باید پول بدن ( آب انه ی زمینای خوشانه) شی بگم؟
متاسفانه در نوار غزه ریزش باران خیلی کمه و تخمین زده میشه که سالی 35 ملیون متر مکعب آب وارد آبخوانا میشه ولی مشکل اینه که در سال 1948 در غزه 50 هزار نفر زندگی میکردن ولی امروز 1ملیون 200 هزار نفر شدن و به ئی ترتیب ذخیره ی سرانه ی آب 29 متر مکعب در ساله . ئی در شرایطیه که 70% آبخوانا بدلیل اسدفاده ی زیاد اَ کار افتادن . ینی آب شور دریا واردشان شده.  اسرائیل وا اسدفاده از جاه های عمیق و پمپاژ آبا نزیک نوار غزه باعث شده که همه ی چاه ها اَ بین رفته و آب شور دریا و آب آلوده چاه ها ره بیگیره.  در نوار غزه روخانه نیسش ولی یی جور روخانه ی خشگ شده و فصلی هسش که  میتانه بقیه ی ئی روخانه های فصلی ره بهم وصل کنه ولی اسرائیل جلوی بقیه ی روخانه ها سد بسته که هیچ آبی بجز انه ی خود غزه اونجانه نباشه.

اثرات به محیط زیست
اگه اسدفاده های مختلف ره جم کنیمان هر فلسطینی در نوار غزه و کرانه غربی اردن بطور متوسط 150 متر مکعب در سال مصرف موکنه در صورتی که مصرف یی اسرائیلی بین 799 تا 800 متر مکعب در ساله ئی مصرف بیش از اندازه اسرائیل باعث شده که از ذخایر زیر زمینی بیش از حد اسدفاده بشه
از زمانی که کرانه ی غربی اردن اشغال شده تا حالا بین 70 الی 80 % شهر ها و داهاتای او منطقه بیشتر از چند ساعت در هفته آب ندارن و مجبورن در بدترین شرایط بهداشتی آبه میان بشگه های آلوده نگهداری کنن در حالی که پایگاه های نظامی اسرائیل در منطقه و شهرکای یهودی نشین 24 ساعت خدا وفور آب دارن. و در شرایطی زندگی موکنن که انگار یکی از کشورای پر آب اروپان در صورتی که ملت فلسطین وا فلاکت جلو میرن و حتی اجازه حفر چاه ندارن ولی او طرف در شهرکای یهودی نشین چاه ها بین 300 تا 500 متر عمقشانه و فلسطینا نه تنها اجازه حفر چاه ندارن بلکه چاه های کهنه ای که دارن نباید عمشان بیشتر از 140 متر باشه فراموش نشه که شهرکای یهودی نشین در صورت دلخواه میتانن تا 800 متر عمق چاه بکنن

وخامت وضعیت
بعد از انتفاضه ی دوم،  شرایط فلسطینیا خیلی بدتر تر شد. اسرائیل بطور مداوم چاه های فلسطینیاره بمباران میکرد و از رسیدن فلسطینیا به چاه های آب جلوگیری میشد که مجبورشان کنن زمیناره ترک کنن و به همی دلیل آب که وا تانکر براشان می اوودن از 3 دلار متر مکعبی به 7 دلار رسید
در رفح هلکوپترای اسرائیلی تمام بشگه های آب روی پشت باناره سولاخ سولاخ کردن و چاه هاره بمب باران
اسرائیل یی سری چاه های عمیق پای تپه های کرانه ی غربی زده که باعث خشگ شدن چاه های کم عمق سره تپه ها بشه و فلسطینینا شکایت کردن که اسرائیل حتی قرارداد جهانی ژنو رَم زیر پا هشته.
بدبختی و فلاکت در نوار غزه خیلی بیشتره و اسرائیل وا چاهای عمیقی که اسرائیل نزیکای اونجا حفر کرده و پمپ موکنه باعث شده که تمام حفره های زیر زمینی پر از آب شور دریا بشن و حتی مشکلات زیادی بری خریدن آب آشامیدنی که توسط کامیون میایه دارن . چون سروازای اسرائیلی به هزار و یی دلیل اوناره در چک پونت ها نگر میدارن

نقش واقعی دیوار و دلیل ساختش
اسرائیل یی ادعای گمراه کننده به اسم امنیت داره و دولتای پی در پی که از سال 1976 آمدن رو کار به هزار و یی باهانه هیچ وخت نخواسدن طبق قطعنامه ی سازمان ملل برن به مرزای قبل از اشغال 1967. مخصوصا در برگرداندن جولان به سوریه
بعضی از رهبرای اسرائیل خواب و رویای تشکیل یی اسرائیل بزرگ کتاب مقدس دارن، وشایدم به همی خاطر ماخوان دس رو ی حداقل 90% از آبای منطقه بیلن که ئی عمل فقط وا تمام شدن ساخت دیوار بزرگ امکان پذیره.
سیاست اسرائیل اینه که در کرانه ی غربی اردن انقد خشگ سالی ایجاد کنه که ملتشه فراری بده، و پیش خودش میدانه که فوقش یی تِشریم دولتای دنیا بشش میزن ولی خو براش خیلی صرف داره
شما شی خیال کردینان، دیوار یی جور برنامه ریزی شده که حداکثر زمینای مرغوبه وا حداقل جمعیت در خودش داشته باشه و جوری که مهاجرای یهودی دارن در ئی زمینا پیش میرن و زمیناره در یی جنگ رزگری میگیرن نتیجش میشه که بهترین مناطق آبخیر ره اشغال موکنن او وخت فردا میگن اینا امنیت ندارن و میان هی دیوار میکشن دورشان

چینین دارن زمینای کشاورزی ره از منابع آبی جدا موکنن که فردا فلسطینیا نتانن زمیناشانه سیراب کنن و تمام سرمایه و کشتشانه اَ دس بدن . اووخت به طبق قانون زمینای کشت نشده اسرائیل اجازه داره زمیناره صحب بشه.
بعنوان مثال در مناطق طولکرم و قلقیلیه در ماه جون 2003 بیشتر از 50% زمینای کشاورزی آب بروشان بسته شد. و 5% بری همیشه نابود شد. 50 تا از 140 تا چاه و 200 تا مخزن آب محاصره شدن، 30 کلومتر از شبکه ی آب نابود و 25 تا چاه و مخزن داغان شدن . ئی بلائی بود که سره 51 داهات اوودن و 200 هزار نفر درگیرش شدن که هنوزم 40% شان درگیرن.
در یی گزارش سازمان ملل نشان میده که از سال 1993 که قرارداد اُسلو بسته شد تا سال 1999 تعداد 780 حلقه ی چاه که آب اشامیدنی و کشاورزی میدادن داغان شدن. و یی جاهائی که به هزار و یی بدبختی کشاورزی ره به اصطلاح گلخانه  ای اداره موکنن بغیر از مشکلات آبی چون راه های تجارت ره بستن کشاورزیم مفهومی نداره
کلا فکر موکنم وجود ئی دیوار بری امنیت لازمه، البته امنیت فلسطینیا. چون بعد از انتفاضه 2 درمارس 2003 خسارتی که به فلسطینیا رسید به ئی شرحه: 150 حلقه چاه، 153 تا چشمه، 447 تا منبع آب، 52 تا تانکر متحرک، 9128 تا بشگه ی سره بان، ، 14 تا انبار آب، 150 کلومتر شبکه ی آب مه وسیله ی سیراب شده 78000 خانه بودن.

ئی چیزائی که نوشتم شرایط فلسطینیا تا چند سال پیشه، و الان که دیه لازم به حرف زدن نی، ولی اینه بری اونائی نوشتم که ملت فلسطین ره که وا سنگ در مقابل تانک نظامی از خودشان دفاع موکنن تروریست ماخوانن، اصلا گیرم که فلسطینیا آدمای بدی باشن ولی آیا  عمل اسرائیل دوروسه؟ اگه ئی بلاره سره آمریکائی، سوئیسی، ژاپنی یا روسی و غیره بیارن یی چینین عکس العملی مثد فلسطینیا ندارن؟ خو معلومه که بچه های فلسطینی وا یی هدفی بزرگ خواهند شد اونم انتقام خون خوآر برادرشان از اسرائیله. تا کی اسرائیل میتانه بکشه که بری خودش امنیت ایجاد کنه؟ آیا بعد از ئی جریانا در اسرائیل و بری اسرائیلیا امنیتی ام وجود خواهد داشت؟ بنظر مه اسرائیل باید خیلی حواسشه جم کنه. یی فیلسوف ایتالیائی که مشاور نخست وزیر 20 سال پیش ایتالیا کراکسی بود موگفت دنیا باید شاهد دوتا دیه هولوکاوست یهودیا باشه. امیدوارم که ئی حرف احمقانه هیچ وخت واقعیت پیدا نکنه.
آیا اسرائیلیا به بهانه ی سه تا جوان ( البته بی گناه) باید بیرزین چینین هولوکاوستی دوروس کنن؟، طرف مه یهودیای عزیز نیسن، طرف مه او خونخوارائین که به قدرت میرسن و بعدش تشنه ی خون میشن، در کدام کتاب مقدسی نوشته که باید جان بی گناه ره گرفت؟ مهم نی او مذهب مسیحی باشه، مسلمان یا یهودی مه به داشتن یی چینین مذهبی ننگوم میشه.

 

آخرين بروز رساني ( 03 AUGUST 2014 ساعت 03:38 )
 
More Articles...
<< شروع < نمايش 1 2 3 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 3

ساعت شهراي دنیا

بیوین چندتا آدم سِره کارن

در حال حاظر 2 مهمانها آنلاين ميباشند
Copyright © 2005 - 2015 همدانیا شیر خدان. Designed by olwebdesign.com