جمعه 12/6/1388
Home

سنجش عمومی

دلتان ماخوا اسم ورزشگای همدان شی باشه؟
 

تبلیغات

قهوه فلورانس
shirzad
شهر الکترونیکی همدان
pas hamedan
facebook
همدانیا در دنیا

سایتاي بی ضرر

ورود

همدانیا شیر خدان
ابتکار یی جوان 24 ساله ایرانی PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
23 JUNE 2009 ساعت 14:39

 

 


جوان 24ساله‏ی ایرانی به‏نامِ حمید نظری در اقدامی
 ابتکاری
 و افتخارآفرین، ترتیبی داده
 است
 که در سایت گوگل سه لینکِ نخست
 در 
 
  پاسخ
 به جست‏وجوی عبارتِ 
    
 
  Arabian
 Gulf 
 
  مخاطب را به جست‏وجوی
 عبارتِ   
   Persian Gulf 
   
  راهنمایی می‏کند و سوق
 می‏دهد. برای مشاهده‏ی شاهکار
 این نابغه‏ی ایرانی، و همچنین
 برای کمک به تداوم و
 تحققِ هدفی که او و همه‏ی
 ایرانیان دنبال می‏کنند،
 عبارت
  مجعولِ 

 Arabian
 Gulf  
 
  را در گوگل جست‏وجو کنید
 و سه لینکِ اولِ پیداشده را
 باز
 کنید. انجام این کار از سوی
 شما،
 این سه لینک را
 در صدرِ لینک‏های جست‏وجو و
 مشاهده‏شده قرار  می‏دهد.  
   
 
  
 
  این پیام را برای همه‏ی
 دوستان و آشنایانِ خود که از
 این
 آب‏وخاک هستند، بفرستید.   و
 این
 نکته‏ی مهم را هم به یاد داشته
 باشید که جهت 
 ثبتِ یک‏میلیون امضا برای
 بازگرداندنِ نام «خلیج‏فارس» به
 نقشه‏ی ماهواره‏ای و آنلاینِ
 گوگل‏ارت، هنوز به تعداد
 قابل‏توجهی امضا نیاز داریم
 : تا صبح روز شنبه، چهاردهم
 اردیبهشت‏ماه، تعداد
 اعتراض‏های
 ثبت‏شده فقط 636000
 امضا بود. پس هنوز هم باید این
 نشانی را برای هر ایرانی که
 می‏شناسیم، بفرستیم
  
  
http://www.petitiononline.com/sos02082/ 

  به نظر می‏رسد به نتیجه
 رساندنِ این اقدام نیازمند
 کوششی
 جدی‏تر است. بنابراین لطفاً
 این
 پیام را به هر   طریقی که
 می‏توانید
 ایمیل، پیام کوتاه ، وبلاگ،
 دورنگار، پرینت،
 و....) برای همه‏ی ایرانیانی که
 با
 آنها مراوده دارید،
 بفرستید
 
   
 
   
  ارسالِ  این پیام برای
 بستگان، دوستان و  آشنایانی که
 مقیم
 خارج از کشور هستند، به دلیل
 دسترسیِ
 گسترده‏ترِ آنها به اینترنت
 احتمالاً در سرعت بخشیدن به
 روند 
  افزایشِ امضاها
 مؤثرتر  خواهد بود.
پایان
 پیام

 
ایران و ایرانی را از زبان کلنل محمد تقی خان پسیان بشنوید PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
21 JUNE 2009 ساعت 23:28

 

· ایران را ، ایرانی باید آزاد کند.

· لازمه شرافت یک ملت ، استقلال است.

· بدون حقیقت ، آزادی میسر نیست.

· آزادی مستلزم مساوات است : در برابر قانون همه برابریم.

· آزادی عقیده ، در بالای سر هر سیاست حاکم است.

· روح ملت فدای هیچ کس نیست ، ارواح خادمین ملت باید فدای ملت شود.

· لقمه خارداری باشید تا دیگران نتوانند شما را بلع نمایند.

· اولین وسیله ترقی داشتن روح تجدد است.

· بر ضد زمانه راه رفتن غلط و محال است.

· هر ملتی که ترقی را با نظرهای لاقید و بی علاقه ملاحظه نماید دچار هلاکت خواهد شد.

· جاهلان مرگ را ، بر تغییر عادت ترجیح میدهند.

· یک فرد بی علاقه به جامعه خود ، کمتر از حیوان است.

· کسی که به تکالیف اجتماعی خود عمل نکند حقوق خودش را فاقد میگردد.

· بنام هر اکثریتی نمی توان حکم قطعی داد.

· دوره تاریخی که در حیات یک هیئت اجتماعیه رخ میدهد با قلم یک نفر مورخ و یا بفرمان یک زمامدار تعیین و تحدید نمی شود.

· نه ممکن است تاریخ را فریب داد و نه ممکن است زمان را ازمسیرسریع خودش باز داشت.

· روی خرابه های دیروز باید عمارت فردا را بلند کرد.

· ملتی که از مرگ نترسد هرگز نمی میرد.

· ترس عامل عمده اسارت ملتهاست.

· یک ملت ترسو بزودی در چنگال مستبد ستمگر گرفتار می آید.

· من کشته شدن را به مرگ ترجیح میدهم . من پیش دشمن زانو بر زمین نمیزنم. من فرزند انقلاب مشروطیت ایرانم.من از اعقاب بابک خرم دین هستم که در نزد خلیفه عرب آنچنان رشادت و عظمت از خود بروز داده است.

· ما مجلسی میخواهیم که نمایندگان دلخواه مردم در آن نشسته و با آلام و احتیاجات دمکراسی آشنا باشد،نه یک دام خیانت و تزویرکه در دارالخلافه تهران گسترانیده شده باشد.

· تبریز قصد کعبه ای را نکرده است ، بلکه خود کعبه آزادیخواهان است.

· آزادیخواهان بر ضد دولتی قیام کرده اندکه به پشتیبانی بیگانگان می خواهد در سراسر ایران یک رژیم علنی استبداد و ارتجاع تاسیس کندو ما به هر قیمتی که تمام شودباید ایران را آزاد کنیم و این دوره مشئوم و این دوره ادبارو فلاکت را که اتابکها را قابل تمنا ساخته ، خاتمه دهیم.

· به بهای خون جوانان ، مشروطه گرفتیم ، اشخاصی که میبایست در سنا بنشینند ، در مجلس نمایندگان ملت جا دادیم در نتیجه این اشتباه ، جوانان مملکت که انقلابی را بر پا کرده بودندمحکوم قوانین موضوعه کهنه پرستان شدند.امروز باید زحمت کشیده این غفلت و جهالت را جبران نمائیم، ویکتور هوگو متجدد فرانسوی گفته است : درهای پارلمان را به روی جوانان نبندید و الا آنها میدانهای عمومی را بروی خود خواهند گشاد.

· با وجود اینکه چندین میلیون قشون بیگانه در چهار سمت کشور سوئیس مستقر بود کوچکترین تخطی به خاک این کشور به عمل نیامد ، ولی چرا هر دسته لجام گسیخته ای وارد ایران می شود؟ زیرا دولت ایران اظهار وجود نمیکرد ، اراده نداشت بیان رای و عقیده نمی نمود ، شما بیائید اراده کنید ایران مال ایرانیان است و آنگاه ببینید که هیچ قوه گستاخ و حدنشناسی پیدا نمی شود که به خاک ایران تجاوز کند.

· ترور تولید آنارشی میکند نا امنی می افزاید ، و وجدان دمکراسی را از راه حقیقی خود منحرف می سازد، ترور بعنوان یک وسیله مبارزه منفور و مردود تمام فرقه های جدید می باشد، فرقه ما هرگز نمی تواند طرفدار آن باشد.

· این قیام می خواهد رژیم مملکت را تغییر دهد. در اوایل انقلاب محمد علی (شاه) ها رفتند و به جای آنان ناصرالملک(قره گوزلو) ها آمدند ولی این قیام اخیر یا مبدل به کشتار عمومی آزادیخواهان خواهد شد و یا ایران را تجدید خواهد نمود.

زندگینامه پسیان

بچقان

 

آخرين بروز رساني ( 21 JUNE 2009 ساعت 23:55 )
 
جوانایِ خس و خاشاک PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
20 JUNE 2009 ساعت 12:18

 

اولا بیوین چجور ملت چوو در میارن

 

بچقان

 

 

ملت ایران بری اولین دَفه وا عشق و شور و هیجان رای دادن، ئی کار قدم بزرگی بری وارد شدن ایران در کلوپ کشوراي در حال پیشرفت دردمکراسی بود. ولی نتیجش او چیزی شد که دیدیمان، شایدم واقعاً رأی مردم همونی بود که اعلام شد؟، ولی لااقل یی کاری میشد کرد، میگه نماز شک دار نخوان، خوب حالا مارم بری رفع شک مردم یی وار دیه رأی بیگیریمان و وا تأیید مجدد نتیجه یِ قبلی و برنده شدن آقای احمدی نژاد یی مشت محکمی بر دهان مخالفان بزنیمان.

صبر کن شی میدووئی؟ نگفتم ملته بزنی بازم مثد قولچماق قد علم کردی، منظورم اینه که چون شکی در برنده شدن مجدد آقای رئیس جمهور نیسش، و مطمئناً 65 در صد مردم بازم به رئیس جمهور رأی میدن اَ سازمان ملل دعوت کنیمان تا بیاین نظارت کنن و وتمام دنیا شاهد پیروزی دوواره آقای احمدی نژاد باشن، گفتم که حتی در مورد نماز میگن ؛ اگه شک کردی چند رکعت خواندی؟ نمازته تمام کن و دوواره بخوان، ئی میشه مسلمانی واقعی

ما در ایران دو سوم جمعیتمان زیر 30 سال دارن و در نتیجه یکی اَ کشورای جوان دنیا به حَساب میایمان و ئی جوانا سرمایه یِ بزرگی بری مملکت پُر افتخار ماهَسَن چونکه  سطح معلوماتشان بالاس و باید به عقیده و انتخابشان احترام بیلیمان بریکه صَحَبایِ آینده یِِ ایران اونان، دیری نیمیکشه که ما همه مان ئی دنیاره بری او دنیائی که بشومان وعده دادن ترک موکنیمان و ئی جوانا هرجور شده اول آخر حقشانه از ئی مملکت میگیرن و مارم در او دنیا باید جواب پس بدیمان، په ئی خودش دلیل بزرگتریه که به خواسته یِ اونا احترام بیلیمان و غرورشانه اوجو خورد نکنیمان و اینه باید بدانیمان که واقعا بری آینده مملکت احتیاج به تک تک ئی جوانا هَس و اگه خدای نخواسته دَس به سرکوبی اونا بزنیمان دودش فقط به چشم خودمان میره

 

 

آخرين بروز رساني ( 21 JUNE 2009 ساعت 20:09 )
 
یی داستان خیالی PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
06 JUNE 2009 ساعت 14:19

نقشه جغرافیای اقثصادی دنیا عوض شده، تا پونزه بیست سال پیش چشم دنیا بطرف غرب بود، تمام تصمیم گیری دنیا بدس دو ابر قدرت آمریکا و شوروی بود، اروپا و ژاپنم بَضی وختا یی حرفی میزدن، ولی شی شد که اوجو شد؟

تمام کشورائی که اَ جنگ بیاین دَر برنده یا بازنده، طی دو سه دهه رشد زیادی موکنن، مثلا ایران خودمان، یا ژاین بعد از جنگ و اَ همه مهمتر اروپا بعد اَ جنگ جهانی دوم، در دهه یِ 60 مسیحی قرن گذشته، اروپا یی رشد بی حدی داشت و تمام پایه اقتصادی صنعتی شه اُ زمان رخد، بعنوان مثال کارخانه یِ ب ام و آلمان که قبل از جنگ هواپیما می ساخد بعلت ممنوعیت ماشین سازی کرد و امروزه یکی اَ بهترین کارخانای ماشین سازی دنیا شده. درست در زمانی که کشورای صنعتی یا بقولی کشورای تبدیل مواد اولیه به صنعت رو به رشد بودن، در کشورای تولید کننده مواد اولیه ملت میان جیبشان شیپیج تاک یا جفت مینداخد. ئی مسئله جلو رفد تا اواخر دهه 60 مسیحی که وا جنبش دانشجوئی تمام کاسه کوزه یِ دولتای اروپائی بهم رخد، ولی دو ابر قدرت هموجور فقط فکر ساخد کلاهکایِ هسته ئی و جاسوسی بازی خودشان بودن و دنیاده می چرخاندن، در دهه یِ بعدش برعکس شد و ثروت رو آورد به کشورای تولید کننده مواد اولیه و اوضای کشورای صنعتی قمر در عقرب شد، مثلا ایران خودمان پول میان دَس اندرکارا وا پارو بالا میرفد، چینین بود که هویدا نخست وزیر شا موگفت؛ نیمیدانیمان پولمانه شی کنیمان؟، اگه مهَ بچه نبودم بشش موگفتم، یکی یکی لولشان کن تا بگم شی کنی. بریکه همو وخت در داهاتای ایران بچا وا یی سرماخوردگی میمردن و یا بعلت نبودن بهداشد نود در صدشان در داهاتا وا اسهال و استفراغ اَ بین میرفدَن، اَ خود تهران تا هِمدان یی دانه داهات نبود که آب و برق داشته باشه ولی ما بهترین و گرانترین هواپیماهای جنگی دنیاره داشتیمان.

بگذریم، اُ زمان وزیر نفت ایران آموزگار شده بود رئیس اُپیک و نفت تا تقریبا به چل دلار هر بشگه ئی رسید که وا مقایصه قیمتای امروزی میشد 400 دلار، تمام اروپا افتاده بودن به پرت و پرت ، در بعضی کشورا مثد ایتالیا بری جلوگیری اَ مصرف سوخت ماشینا وا پلاک فرد و زوج هر روز میرفدن خیاوان ینی یی روز فرد یی روز زوج.

در ایران اختلاف فرهنگی و اقتصادی بین مردم زیاد شده بود، البته الآنم اختلاف اقتصادی زیاده ولی فرهنگیش کمتره، اونم بعلت امکاناتِ مدرن امروزی. و ئی باعث شده بود که مردم داشتن یواش یواش صداشان در میآمد ولی محمد رضا شا اصلا حواصش پلو مردم نبود و فقط ماخواست بزرور یی سرپوش غربی به ایران بده که اونم وا فرهنگ و مذهب ما کاملا مغایرت داشت و باعث شد که سرو صدای ملت اَ تمام ایران درایه دَر، و اولین دفه بود که دس بدس دادن و بغیر اَ مردم( بقول خارجیا) اَنتلتوآل ، قِشر پائینم بشش وصل شد و زدن کاسه کوزه یِ محمد رضا پرید هِوا. دُروس درهمو زمان بین آمریکا و شوروی اوج جنگ سرد بود، ینی هموجور موشک بود که می ساختن .

شوروی به افغانستان حمله کرد، چون ماخواسد هر جور شده بعد از افغانستان به پاکستان و به اقیانوس هند پا واکنه و اُ زمانی بود که گاز طبیعی داشت خودشه یواش یواش میان دنیا معرفی میکرد و شوروی ماخواسد از او راه گازشه صادر کنه و میشد بلای جان آمریکا. انقلاب اسلامی ایران بری آمریکا خوب بود چون ریشه یِ مذهبیه در منطقه قوی میکرد ولی اَ یی طرف دیه وحشت داشد که کشورای شیعه مثد عراق و سوریه رم واگیر داشته باشه، ئی بود که نِشدن و یی نقشه جانانه بری خودشان کشیدن، که شی؟ حالا میگم؛

اُ زمان شوروی یکی اَ بزرگترین صادر کننده های نفت بود (هنوز نفت دریای شمال دنیا مثد نروژ وجود نداشد) و دو سوم اَ پول نفتشه بری مخارج نظامی استفاده میکرد بهترین راه ئی بود که قیمت نفته پاین بیارن تا دَن شورویه سرویس کنن. فکرو فکرو فکر تصمیم گرفتن که توسط صدام که یی عمر اَ ایران میترسید و دشمن ایرانیا بود به ایران حمله کنن، رفدَن پلوی صدام که تازه بزور خوشه به راَس قدرت رسانده بود گفتن بیا برو ایرانه بیگیر ما پشتت وایمیسیمان، الان ایران درگیر انقلابه و ضعیف شده حتی خلبانائی که میدانسدن وا هواپیماهای جدید پرواز کنن همه شان بجرم کودتا یا مردن یا زندانن، برو جلو یا علی.

صدام احمق فکر میکرد مثد اسرائیل که شیش روزه زمیناره اشغال کرد میتانه ایرانه اشغال کنه ، ئی بود که یی برنامه ئی رخد و شیش روز بعد اَ حمله به ایران اَ تمام نمایندای دنیا دعوت کرد که برن بصره نمایش، ولی دماغش سوخت، حالیش نبود که ایرانیا تُمانشه در میارن، بکمک هواپیماهای هاواکس آمریکا تمام اطلاعات نظامی ایرانه گرفد و حمله کرد، راسش اولش جلو آمد ولی چون ملت ایران یی ملت غیور و وطن پرستن وا چنگ و دندان جلوی عربا وایسادن ولی آمریکا وا ایجاد یی جنگ فرسایشی به هدفش رسید، ینی شی؟ ینی که وختی دوتا اَ مهمترین کشورای تولید کننده یِ نفت که به جان هم افتادن قیمت نفت رسید به 7 دلار که حتی صحبت اَ قراردادای 5 دلاریم بود و ئی باعث شد که در دهه بعدی که 80 مسیحی باشه بازم کشورای صنعتی رشد کنن و تولید کننده ها به روز پیسی بفتن و اَ همه مهمتر بری آمریکا ئی بود که شوروی ورشکست شد و علت اصلی خرابی بلوک شرق و رختن دیوار برلن اصلا سیاسی نبود و فقط جنبه اقتصادی داشد و زمانی که هنرپیشه یِ آمریکائی ریگان اَ طرف جمهوریخواها رئیس جمهور شد گفت که ماخوا یی سپهر فضائی بسازه که اگه شوروی موشک بزنه بالای سر خودش بترکانیمش، البته چرت بود ولی به نفع شوروی بود که باور کنه هرچند خودشم میدانسد که امکان پذیر نیسش. میان ئی هین ومین که آمریکا بعد از گروگان گیری کارمندای سفارت آمریکا درتهران ایرانه تحریم اقتصادی کرده بود کشورای همساده مثد ترکیه و امارات آدم شدن و تمام واردات صادرات توسط اونا انجام میشد و اجای ملخ خوری اَ دولتی سر ایران خاویار خور شدن.

آمریکا هموجور صدامه کمک میکرد ولی دیه به یی جائی رسیده بود که خسته شده بودن، بازم نِشدن و یی فکری دیه کردن، شی کنیم شی نکیم؟، نقشه بری کویت کشیدن. تا اُ زمان تمام نفت و اقتصاد کویت دسه اینگلیس بود، حتی اگه یی کویتی ماخواسد به آبادان که چند کلومتریش بود تلفن بزنه خط کاریر اَ لندن وصل میشد، حالا دیه فکرشه بکن شی بود بقیش. دستور به صدام رسید که به کویت حمله کنه، اوجوری خودشه اَ جنگ ایران که میانش مانده بود نجات میداد و یی خدمتی به آمریکا میکرد، صدامیا شبانه رختن خاک کویت کاسه کوزه یِ اینگلیسیاره بهم زدن. در اخبارای دنیا ارتش صدام بعنوان چارمین قدرت دنیا معرفی میشد، کشورای اروپائی به کمک آمریکا جنگ خلیجه را انداختن که صدامه اَ کار بندازن، میان اینا فقط خاک بسر ایتالیا یی دانه هواپیمای جنگیش توسط ارتش صدام افتاد زمین و دوتا خلبانشه گرفتن، ولی چون جنگ توسط آمریکا ساختگی بود دوتا خلبان بعداً آزاد شدن.

صدام بازم بدستور آمریکا عقب نشینی کرد و در عقب نشینی تمام چاها و پالایشگاهایِ کویته آتیش زد، به دو دلیل ؛ یکیش که همش استاندارد انگلیسی بود و باید آمریکا می آمد دوواره میساخت و اَ همه مهمتر که تمام سهام کمپانی کویت بی ارزش میشد و توسط بوش (پدر) وا دوقران پول خریداری شد. ولی اَ همه اینا مهمتر ئی بود که آمریکا بعد از رفتن شاه در خلیج فارس یایگاه نظامی ثابتی نداشد و به ئی کلک در عربستان و کویت و قطر و فکر کنم بحرین بری خودش پایگاه روبرا کرد، چونکه به ئی عربای بد بخد گفت؛ اگه مهَ نباشم اوجو بشتان حمله میشه و بعدشم کلی هواپیمای نظامی و اسلحه بششان فروخت.

ملت شیعه یِ عراقی که دو سوم اَ جمعیت عراقه تشکیل میدن، چون صدام بووآشانه دراووده بود، وختی دیدن که آمریکا و غربیا به صدام حمله کردن، خوشحال رختن میان خیاوانا، مخصوصاً در بصره، ولی چون جنگ ساختگی بود صدام برگشت به خاک خودش و آمریکا رم انگار نه انگار، و میگن فقط یی روز صدام 150 هزار نفر شیعه ره کشت. در حقیقت باید اُ زمان میرختن و صدامه بر کنار میکردن ولی گذاشتنش بری روز نوادا و همونم شد و پسر بوش خاک عراقه بعداً اشغال کرد. تا صدام وارد خاک عراق شد جنگ تمام شد، انگار نه انگار، چون آمریکا به نتیجه اهدافش رسیده بود و صدامم اَ جنگ ایران جان سالم بدر برد ، فقط که حدود یی ملیون ایرانی بد بخت شهیدو 500 هزار عراقی کشته شدن و مرزابعد از 8 سال جنگ به جای اولشان برگشت، فقط اروپا و آمریکا تا دلشان ماخواسد پول چاپیدن.

وختی صدام اَ کویت برگشت تازه تلویزیونای غربی نشان دادن که سروازای بد بخت عراقی حتی نون ندارن بخورن و تمام اُ حرفائی که میزدن که چارمین ارتش دنیاس همش بری ئی بود که میان دل مردمه خالی کنن.

یی دفه قیمت سهام کمپانیای نفتی کویت سر به فلک کشید و شرکتای تکزاسی که همه ره بقیمت یی ماچی خریده بودن صحب میلیاردها دلار پول شدن.

چند سال گذشت و بیشتر کشورا بعد از ئی جریان به فکر خودشان افتادن.  در آمریکا پسر بوش که در جوانی دائم الخمر بود رئیس جمهور آمریکا شد، و یی رفیقی خانوادگی داشتن به اسم بن لادن که سالها قبل واشش قرارهَشته بودن که بره افغانستان و روساره بندازه دَر تا بتانن خودشان صحب گاز ترکمنستان بشن و از راه افغانستان و پاکستان به اقیانوس هند برسانن. و جناب بن لادن گروه طالبانه تشکیل داد و در آمریکا شرکت اِنرون طرف معامله شد، تکزاسیا شرو کردن سهام انرونه به قیمتای بالا بفروشن، در صورتی که اصلا ارزشی نداشد ولی اعضای دولت ازش حمایت کردن و ملت بد بخد آمریکائیم دِ بخر ، هرچی سرمایه داشتن دادن کاغذ پاره، البته قرار بود که وا فروش گاز انرون صحب سرمایه یِ زیادی بشه ولی بن لادن وسط کار زد زیرش و به بوش گفت؛ آنا !!!!!، بوش خیلی زورش آمد و همش فکر ئی بود که یی جوری وا بن لادن گریمیش بشه. حالا در حالی که سر آمریکا و غرب به ئی چرت و پرتا گرم بود، آسیا شرو به رشد کرد

چین خودش یاد گرفت که مستقیماً ساخته هاشه صادر کنه، هند یواش یواش قدرت اقتصادی شد ولی بوش فکر انتقام اَ بن لادن بود. یی دفه شرکت انرون گندش درآمد و تمام سرمایای مردم به باد رفد، تنها راه نجات بوش ایجاد یی دشمن تخیلی بود که بتانه به افغانستان حمله کنه، میان ئی هین ومین یی روز یازده یِ سپتامبر بود که دمه صحبی برجای دوقولوی نیویورک بطور عجیبی رُومیدن زمین و بهانه یِ خوبی بری بوش و غرب شد که به افغانستان حمله کنه. یی روز بن لادن داشد بری رفیقاش تعریف میکرد که هواپیما زده دوتا برجه انداخته زمین، ولی چون در افغانستان برجا دو طبقه بیشتر ندارن همه شان هموجور هیران مانده بودن، یی نفرم فیلمشانه گرفته بود و میان تلویزیونای غربی نشان میدادن که طالبان دارن میگن چجوری برجاره انداختن زمین.

خلاصه به افغانستان حمله شد، بوش رفد میان تلویزیون و گفد، که افغانیا آزاد شدن، اخبارا نشان میدان که زنا حجابشانه ورداشتن و مردا ریش شانه دارن میزنن، انگار که ریش براشان نشانه طالبان بود، در صورتی که در افغانستان هر قومی یی مدل ریش میله، حتی فردوسی که در نزیکی افغانستان بود ریش خودشه داشد. چه سرتانه درد بیارم بعد از ئی همه سال بغیر از کابل بقیه یِ افغانستان دسه طالبانه.

بوش وختی دید که در افغانستان به هیچ نتیجه ئی نیمیرسه بازم برنامه ریزی کرد و گفد که در عراق اسلحه کُشت عموم هَس و لانه تروریسم بین الملل در عراقه، خوب مثلماً آدم ساده و دَن بین در دنیا زیاده، بازم همه غربیا و نوکرای آمریکا جم شدن و به عراق حمله کردن، و حتی موفق به گرفتن صدام و اعدامش شدن ولی نه تنها هیچگونه سلاحی پیدا نکردن جنگ داخلی ام ایجاد کردن. در همی زمان در پشت سرشان کشورای آسیائی رشد میکردن و یی اقتصاد واقعی بری خودشان ساختن و تا کشورای غربی بیدار شن و به خودشان بیاین و بفمن که تمام سهامی که اَ کمپانیای مختلف دارن جز کاغذ پاره ارزشی نداره نقشه جغرافیائی اقتصادی دنیا عوض شده بود و بازار بورس آمریکا رخد زمین و سقوط اقتصاد آمریکا مثد یی سونامی تمام دنیاره وا خودش زیر آب برد. حالا شما فکر موکنینان تقصیر کار کی باشه؟

آخرين بروز رساني ( 06 JUNE 2009 ساعت 15:44 )
 
احمد سلمانی PDF پرينت گرفتن پست الكترونيكي
نوشته شده توسط داملا حمید   
15 APRIL 2009 ساعت 20:18
امروز صحبی بعد ئیکه دوش گرفتم رفدَم جلوی آگینه که مثلاً ریش میشِمه بزنم و دو تا دانه موآمه خشگ کنم، چینین که بُخار آینه رفد و تِکه تَر خودمه میان آگینه هه دیدم،  دو قِرانیم اِفتاد که موآم بلند شدن و گفدَم برم بدم او دوتا  دانه شیویده میان کَله مه کوتاشان کنن، یی دفَه طبق معمول فکرم رفد به بچگی، یادُم آمد که؛ اُ اول اولا میرفَدم خیاوان شِورین.  اونجانه حج آقایِ خدابیامرزم مِنه میبرد پَلو یی سلمانی روبروی اسدوله دِندانساز، تِکه قندادیه، بالاتر اَ حبیبِ شاپسند و زورخانه. اونم موآمه وا ماشین دو میزد، ولی دیه بیشتر یادم نیمیایه ولی یادمه که یی ذرئی که بزرگتر تر شدم، میرفدَم پَلو احمد سلمانی، دِور فِلکه یِ سنگشیر، زیر خانه یِ حج حسن عطری، یادش بخیر، همیشه یی دانه چراغ علادین داشد که اَ صحبی تا شب روشن بود، روش یی دانه کتری روحی پُر آب قُله قُل میکرد، پشد دره ورودی یی دانه قیِچه چرمی داشت که واشش تیغشه تیز میکرد.تِمام شیشه های دکانشم اَ میان بخار میکرد.  احمد سلمانی هموجور که قیچی شه چقه چق واز و بَسده میکرد که موی مردمه کوتا کنه، بیسد سی تا قندهاری داشد که واشش جیک جیک میکردن و همه ما مشتریارم دِور تا دِور نِشده بودمان رویِ صندلیای ارج تا نِووتِمان برسه، میان ئی هین و وین، شوفر تاکسیا می آمدن، ماشین بنز 180 دیزله وا موتور روشن سِره فلکه وا مسافرا میانش پارک میکردن ( اُ اولا تاکسیا سیا رنگ بودن و فقط چارتا گلگیرشان سفید بود و بعداً شدن یی دَس نارنجی )، یی سیفون آب پاشی مثد عطر پاشی بود، واشش یی ذره ئی آب میشاندن کله شان، یی شانه ئی به موآشان میزدن ( شانه هه دو سه تا دندان نداشت و بقیه یِ دنداناش تا نِصمه شوره زده بود)، اُ وَخد موآشانه که شانه میکردن، یی ذره ئی روغن پارافین میزدن کله هه و در می آمد میرفدن،غیر شوفر تاکسیا  یی عده ای وتِله ویلان محل بودن که اَ صحبی تا عرص میان سلمانیش علاف بودن و فقط میان آگینه هه خودشانه می پایدَن و مو شانه میکردن، یی وار میدی یکی اَ رفیقاشان که شوفر تاکسی بود میرسید و اینارم میرفدن اَ دره طرف شوفر می نِشدن تِکه شوفِره و یا بغل دَس و یکی دو ساعت ویلان میان خیاوانا می چرخیدن و دوواره می آمدن در دکان احمد سلمانی.
بگذریم، وختی نِوبت ما که میشد یی تخته ئی می یَشد رو دَسه یِ صندلیه و مهَ می نِشدم بالاش، اُ وخت همو پیش بند پیسه ره که بری مشتری قبلی بَسده بود که مثلا قارچ و مرض کِچلیم داشت، مینداخدِش دِور گردنِ مهَ و وا ماشین میفتاد جان موآم، اُ وخدِش، تیغه ره می مالیدش رو قیچه چرمیه تا تیز بشه، اَ میان کتری روحیه یی ذره ئی آب جوش میرخد میان یی پیاله لعابی کِرم رنگی و یی تیکه پَمّه میانش خیس میکرد و پشت گردنو خط گوشمه آب میزد و وا تیغه تمیزش میکرد، حالا اگه دیه سه چار وار پوس صورتمه میکِرّاند و زخمش میکرد دیه مهم نبود، اُ زمانا که هنوز ویروس "اچ آی وی" ایدز که نبود، خیلی که بود؛ یا مرض کچلی میگرفدیم یا هپاتیت سی، دیه تقصیر کسی که نبود کار خدا بود
احمد سلمانی یی شاگردیم داشد که از اُ صحبی تا عرص فقط جارو دسش بود و موآره اَ زمین جارو میکرد،یا وا آفتابه دِره دکانه آبپاشی میرد. نا گُفده نِمانه او جور سلمانیا تازه جُز خوباش بودَن، بریکه سِره گذر و پشت شازدوسین (بقول جدیدیا کوچه ی هتل کاخ) یی سلمانیائی بودن که وا یه قِران هم موئه کوتا میکردن و هم پاشنه کِش آدمه تیز میکردن و یی چائی دارچینیه پیسی ام که وا حلبی دُروس میکردن به مشتری میدادَن ولی احمد سلمانی یی تِمَن (ده ریال) میسّاند، تازه باید دو قِرانم شاگِردانه به یداله پادِوش میدادی. ولی بازم بزرگتر که شدیمان میرفدیمان خیاوان بوعلی، مثلا  پَلویِ موسینه ژاله یا یکی بود اسمش یادم نیسش اول خیاوان عباسواد روبرویِ اِسِتر، که ئی آخرای قبل از انقلاب شیک و پوک بود. ولی اَ نظِر بهداشدی پشت شازدوسین یا خیاوانِ عباسواد همه شان یی خَرّه ئی بودن
آخرين بروز رساني ( 16 APRIL 2009 ساعت 15:27 )
 
<< شروع < نمايش 1 2 بعدي > پايان >>

صفحه 1 از 2

ساعت شهراي دنیا

بیوین چند نفر سِره کارن

در حال حاظر 2 مهمانها آنلاين ميباشند

عکس روز ـ روش بچّقّان

Copyright © 2005 - 2009 همدانیا شیر خدان. Designed by olwebdesign.com